کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٦٨ - مبحث دوم در جهاد
______________________________
فاضل
سيورى نظير همين سخن را در اللوامع الالهية/ ٢٨٠ مىآورد.
شيخ طوسى در تلخيص الشافى ٢/ ٢٣٦ مىگويد:
«اينك كه ثابت شد امام (ع) پس از پيامبر ٦، بايد فرمانش برده مىشد و به جانشينى از پيامبر ٦ عهدهدار امر و نهى در ميان گروهى از امّت بوده است ناگزير بايد امام همه باشد، زيرا هيچ يك از آحاد امّت در داشتن وظيفه نسبت به على (ع) در چنين وضعى، اختصاص حضرت (ع) را نيافته است و هر كس اين منزلت را اثبات كند، امامت را به طور كلّى اثبات كرده است و همين اجماع مانع از طرح چنين پرسشى است».
علّامه حلّى در كشف المراد/ ٣٩٦ نزديك به همين سخن را دارد.
علّامه سيّد مرتضى عسكرى در معالم المدرستين ١/ ١٤٣ مىگويد:
«بدين ترتيب پيامبر ٦ در جنگهايش حتّى براى چند روز هم از مدينه غافل نمىشده بىآنكه كسى را براى اهل آن به عنوان جانشين بگمارد تا در مدّت عدم حضورش در مدينه بدو رجوع كنند، تا جايى كه مىتوان گفت چنين نبوده كه پيامبر مدّت يك روز يا كمتر از آن را بدون گماردن جانشين از مدينه غفلت ورزد، چنان كه در جنگ احد نيز همين گونه عمل كرد و اگر چه كوه احد تنها يك ميل از مدينه فاصله داشت، ولى با اين حال پيامبر اكرم ٦ در مدّت عدم حضورش در شهر جانشينى براى آن گماشت و در جنگ خندق نيز كه در مدينه مىجنگيد و در برابر خندق، موضع گرفت به سبب نپرداختن آنها به دليل وقوع جنگ، مرجعى را براى اهل مدينه برگماشت. اگر عادت پيامبر ٦ چنين بوده است كه حتّى به سبب غيبتش براى كمتر از يك روز و حتّى نپرداختن به مردم مدينه به دليل وقوع جنگ، داخل مدينه، براى مردم آن مرجعى برمىگماشته است، پس ديگر عملكردش براى امّتش در دوران پس از مرگ خود چگونه خواهد بود؟ و اين در حالى است كه براى هميشه آنها را ترك خواهد كرد. آيا آنها را به حال خود رها مىكرد و براى دوران پس از مرگ خود مرجعى برنمىگماشت؟».
.