کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٦٧ - مبحث بيست و يكم پيرامون اخبار مربوط به آيات نازل شده در حق على(ع) به نقل از جمهور
مىكنند[١][٢].
اين آيه شريفه: أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُ[٣][٤] در حق على بن
[١] همان.
[٢] شيخ مظفّر در دلائل الصّدق ٢/ ٢٥٤ مىگويد:
« دليل اختصاص امير المؤمنين( ع) به اين آيه، نزول آيه بيست و يكم سوره انفال مىباشد كه قبلا نازل شده است: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ، و همه مىدانيم كه دعوت همراه با بينش و كمال پيروى از پيامبر در سخن و رفتار، دو عامل انتشار دعوت به دين هستند آن گونه كه خدا مىخواهد.
پس آن كه پيروى كامل كند و دعوتگرى باشد بر پايه بينش به منصب پيامبر٦، شايستهتر و به جانشينى او زيبندهتر است، به ويژه اگر پيروى مطلق، مقتضى ثبوت عصمت و موصوف شدن به اوصاف پسنديدهاى همچون علم، حلم و نظاير آن است كه از امام، انتظار مىرود و در اين صورت، امير المؤمنين( ع)، همان امام خواهد بود.» بنگريد به بحار الانوار ٣٦/ ٥٤.
[٣] رعد/ ١٩، آيا كسى كه مىداند آن چه از خدايت بر تو نازل مىشود، حقّ است.
[٤] شيخ مظفّر در دلائل الصدق ٢/ ٢٥٦- ٢٥٥ مىگويد:
« اگر مراد از آيه او باشد ناگزير بايد مقصود از علم پيامبر اين باشد كه آن چه بر پيامبر٦ نازل مىشود حق باشد، و اين همان علمى است كه نه ترديدى بدان راه مىيابد و نه وهمى بدان نفوذ مىكند، زيرا اين همان علمى است كه بدان ممتاز است و شايستگى ستايش بر آن مىيابد، و بدون شك هر يك از مردم كه نسبت به حق بودن شريعت نبوى يقين بيشترى داشته باشد شايستهترين آنها خواهد بود در دست يافتن بدان و پاس داشتنش، چنان كه هر كس در داشتن يقين، همسنگ او نيست از نظر عقل و فضل از او پايينتر خواهد بود و لذا خداوند چنين كسى را كور خوانده است و در همين آيه مىفرمايد: أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ، و پيشتر گفتيم كه امامت براى شخص مفضول با وجود شخص فاضل، زيبنده نيست و صحيح نيست شخصى كور، به هر روى امام باشد و مقصود از كور، اعم است از اين كه شخصى يقين نداشته باشد يا در يقينش كاستى داشته باشد كه شخص كم يقين نيز به طور كلّى كور شمرده مىشود.».