کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٠٩ - مبحث دوم در ازدواج با فاطمه
آرى، يا رسول اللَّه و نمىخواهم خلاف دستور شما عمل كنم ولى به خديجه- رضى اللَّه عنها- قول دادهام. من با پيامبر صحبت كردم و او گريست. و در حق من گفت از خدا مىخواهم تو را از بالا و پايين و روبرو و پشت و راست و چپ از شر شيطان رجيم حفظ كند. طشت را به من بده و آن را پر از آب كن. اسماء آن را پر از آب كرد. حضرت ٦ آب در دهان خود كرد و سپس آن را از دهان بيرون ريخت و فرمود: خدايا! اين دو از من هستند و من از اين دو. خدايا همان گونه كه پلشتى را از من دور كردى و مرا كاملا پاك كردى، از آنها نيز پلشتى را دور ساز و كاملا پاكشان گردان.
پيامبر ٦ سپس فاطمه را خواند و كف دستش را ميان دو دست او زد و بار ديگر به ميان دو شانهاش و بار سوم به فرق سرش و سپس بر پوست و گونه فاطمه دميد و او را بغل كرد و فرمود: بارخدايا! اين دو از مناند و من از اين دو. خدايا! همان گونه كه پلشتى را از من دور كردى و كاملا پاكم گردانيدى آن دو را نيز پاك گردان. سپس پيامبر از فاطمه خواست از آب آن طشت بنوشد و آبى از آن را مضممضه و استنشاق كند و وضو سازد و دستور داد طشت ديگرى آوردند و همان كرد كه در طشت اوّل. سپس در را به روى آن دو بست و رفت و پيوسته براى آن دو دعا مىكرد تا به اتاقش رفت و ناپديد شد و در دعايش هيچ كس را شريك على و فاطمه نساخت[١].- ابن عباس مىگويد: چون شب ازدواج على و فاطمه رسيد پيامبر در جلوى فاطمه و جبرئيل در سمت راست او و ميكائيل در سمت چپ او و هفتاد هزار فرشته پشت سر او بودند كه تا پگاه، خداى را تسبيح مىگفتند و به پاكى يادش مىكردند[٢].- اخبار پيرامون آن و نظايرش، بسى منتشر است كه خود از بزرگترين فضايل مىباشد [سپاس خداى را بر ولايت اهل بيت (ع)][٣].
[١] كشف الغمّه ١/ ٣٥٠.
[٢] همان ١/ ٣٥٣.
[٣] شيخ مظفّر در دلائل الصدق ٢/ ٤٥١- ٤٤٨ پس از اشاره به رويگردانى پيامبر از ازدواج فاطمه با اولى و دومى مىگويد:« رويگردانى پيامبر از آن دو دليل عدم شايستگى آن دو براى فاطمه است و اين كه آن دو از كسانى هستند كه پيامبر از آنها خشمگين بوده است، زيرا چيزى مىخواستهاند كه لياقت آن را نداشتهاند و به همين سبب به هنگام مرگ فاطمه ابو بكر واژه« مرد» را به كار بست». شيخ مظفّر سپس مىگويد:« نيست اين مگر به سبب بزرگى شأن و كرامت فاطمه نزد خدا، و از همين رو او را تنها به ازدواج كسى درآورد كه لياقت فاطمه را داشته باشد و از شايستگى جايگاه والاى او برخوردار باشد و لذا در آسمان او را به ازدواج سرور اولياى خود درآورد و اين خود بزرگترين دليل است در برترى حضرت( ع) بر شيخين نزد خداوند عزّ و جلّ و پيامبر او و افضل، شايستگى بيشترى براى امامت دارد».
سيّد شرف الدّين در مراجعات/ ٣٠٤ مىگويد:
« پس از اين زمان هر گاه براى سرور زنان جهان امرى ناخشنود پيش مىآمد رسول اللَّه اين نعمت خدا و پيامبرش را به او يادآور مىشد كه ايشان را به ازدواج با بهترين امّتش درآورد تا اين تسلّى و آرامشى باشد براى فاطمه( س) در برابر ناگوارىهاى روزگار كه بدو رسيده است».