کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣١٢ - مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)
آن است. خداوند سبحان بر دنيا نظر كرد و از ميان مردمان، پدر تو را به عنوان پيامبر برانگيخت، و بار ديگر بدان نگريست و از ميان خلايق، على (ع) را برگزيد و به من وحى كرد و من تو را به ازدواج او درآوردم و او را وصىّ و وزير خود گرفتم. على دلاورترين مردم است و داناترينشان و شكيباترين آنها و قديمىترينشان در پذيرش اسلام و بخشندهترينشان و خوش اخلاقترينشان. اى فاطمه! من پرچم حمد و كليدهاى بهشت را به دست گرفتم و آنها را به على سپردم و آدم و فرزندان او زير لواى او هستند. اى فاطمه! فردا به روز رستخيز من على را بر حوض كوثر مىگمارم و او هر كه را از امّت من بشناسد سيراب مىكند. اى فاطمه! دو پسر تو حسن و حسين آقاى جوانان بهشتى هستند.
و نام آن دو پيش از اين در تورات موسى آمده و شبّر و شبير ناميده شدهاند و خداوند آنها را به سبب كرامت محمّد و كرامتشان نزد خدا حسن و حسين ناميد. اى فاطمه! پدر تو با دو حلّه از حلّههاى بهشتى پوشانده شده و على نيز با دو حلّه از حلّههاى بهشتى پوشانده شده است و پرچم حمد در دست من است و امّتم زير لواى من هستند و من به سبب كرامت على نزد خدا، آن را به على سپردم و منادى ندا در مىدهد: اى محمّد! بهترين جدّ، جدّ تو ابراهيم است و بهترين برادر، برادر تو على است و هر گاه خداى جهانيان مرا فرا مىخواند على را نيز با من فرا مىخواند و هر گاه من به ركوع مىروم على هم با من به ركوع مىرود و هر گاه شفاعت كنم على نيز با من شفاعت مىكند و هر گاه اجابت شوم على نيز با من اجابت مىشود و او در مقامات بالا يار من است در داشتن كليدهاى بهشت. اى فاطمه! برخيز كه على و شيعيانش به روز رستخيز تنها رستگارانند.
راوى مىگويد: در حالى كه فاطمه نشسته بود پيامبر ٦ آمد و نزديك او نشست و گفت: اى فاطمه! چرا تو را گريان و غمگين مىبينم؟ فاطمه (س) گفت: يا رسول اللَّه! چگونه نگريم و حال آن كه مىخواهى از من جدا شوى. پيامبر ٦ به او فرمود: اى فاطمه! گريه مكن و غمگين مباش، ناگزير بايد از تو جدا شوم. گريه فاطمه (س) فزونى گرفت، و عرض كرد: اى پدر! كجا تو را ملاقات كنم؟ تو را زير پرچم حمد ملاقات مىكنم و امّتم را شفاعت مىنماييم. فاطمه (س) عرض كرد: اى پدر! اگر تو را نديدم. پيامبر ٦ فرمود: بر صراط مرا ديدار خواهى كرد در حالى كه جبرئيل در سمت راست و ميكائيل در سمت چپ من قرار دارد و اسرافيل قسمت جلوى جامه مرا گرفته است و فرشتگان