کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٨٣ - مبحث بيست و يكم پيرامون اخبار مربوط به آيات نازل شده در حق على(ع) به نقل از جمهور
است[١].- مقاتل بن سليمان مىگويد: آيه: وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا[٢]- در حقّ على (ع) نازل شده است، و آن هنگامى بود كه گروهى از منافقان او را آزار مىرساندند و به دروغ نسبتش مىدادند[٣][٤].
ابن عبّاس مىگويد: آيه وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا[٥]- در حقّ على (ع) و مردى از قريش نازل شده است كه زمينى از حضرت (ع) خريد[٦].- مقصود از آيه: وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً[٧]- على و فاطمه- ٨- است[٨][٩].
[١] همان.
[٢] احزاب/ ٥٨؛ و كسانى كه مردان و زنان مؤمن را بىهيچ گناهى مىآزارند.
[٣] همان.
[٤] شيخ مظفّر در دلائل الصّدق ٢/ ٢٨٧- ٢٨٦ مىگويد:
« چگونگى دلالت آن به مطلوب، همين فرموده: بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا است كه گواهى است بر برائت على( ع) از آن چه مىگويند، و اين كه سخن آنها بهتانى است آن گونه كه خداوند در پايان آيه مىفرمايد: فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً. روشن است توجّه آيه به برائت على( ع) و گفتن اين حقيقت كه اگر كسى او را بيازارد گناهى آشكار مرتكب شده است با آن همه بهتان و آزار رساندن به مؤمنان، خود دليلى است بر عظمت او نزد خداوند تبارك و برترى او بر ديگران، به ويژه آن كه به صيغه جمع از او تعبير شده است و آزار او همراه با آزار خدا و رسول آمده است و البتّه فرد برتر براى امامت شايستگى بيشترى دارد. منافاتى نيست ميان ذكر زنان مؤمن در آيه و نزول اين آيه در حقّ على( ع) و كسانى كه او را آزار مىرسانند، زيرا مانعى نيست زنانى را بسان پيروان، ياد كرد، به ويژه آن كه مقصود از زنان مؤمن همراه اراده على با واژه« مؤمنان» همان فاطمه مظلومه است و بر فايده آيه در رساندن مطلوب مىافزايد.».
[٥] نور/ ٤٧؛ و مىگويند به خدا و رسول ايمان آورديم و فرمان مىبريم.
[٦] همان.
[٧] فرقان/ ٥٤؛ او خدايى است كه از آب انسان را آفريد و او را خويش نسبى و سببى قرار داد.
[٨] همان.
[٩] ابن بطريق در خصائص/ ٢٣٥- ٢٣٤ مىگويد:
« وحى، او را از ديگر مردمان جدا كرده است، اگر چه ديگران نيز همچون او با پيامبر٦، خويشى داشتند و اشاره وحى گرانسنگ، به نام او امتياز او بر ديگر مردم است و اين نشانه تشويق در وجوب پيروى از اوست.» شيخ مظفّر در دلائل الصّدق ٢/ ٢١٤- ٢١٣ مىگويد:
« حاصل مفهوم آيه كريمه آن است كه خداوند سبحان، آدمى را از آب بيافريد يعنى آن چه آب گشته است و نورى بوده نهاده شده در پشت آدم و بنى بشر را خويشان يك ديگر قرار داد كه مقصود، همان محمّد٦ است، زيرا او خويش فاطمه و حسنين است و برخى را داماد قرار داد كه همان على( ع) است، و بر اين پايه دلالت آيه شريفه بر امامت امير المؤمنين( ع) آشكار مىباشد، زيرا يگانگى نور آن دو كه بر آدم، پيشى داشتهاند دليل برترى على( ع) است حتّى بر پيامبران، و كسى كه چنين باشد امامت براى او ضرورت مىيابد، به ويژه آن كه در اخبار نور- كه بعدا خواهيم آورد- پيامبر٦ فرموده است:« مرا پيامبر، بيرون آورد و على را وصىّ» و در برخى احاديث آمده است:« در من نبوّت را قرار داد و در على( ع) امامت را»، و اگر بپذيريم كه مقصود از آب در آيه غير از نور است بدون ترديد آيه شريفه، به ويژه محمّد و على را در هر جهتى از جهات يك بشر مىداند كه در خارج به خويشى و دامادى تقسيم شدهاند و اين دليلى است در برترى على و اين كه او جان پيامبر٦ و همانند اوست و در رسيدن به امامت، برترين و شايستهترين مردمان است.».