کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٢٦ - مبحث پنجم در مباهله
______________________________
زمخشرى
در كشّاف چنان كه در طرائف/ ٤٣ از او نقل شده است مىگويد:
«در اين قوىترين دليل نهفته است در فضل اصحاب كساء (ع)، و در آن برهانى روشن است در صحت نبوّت پيامبر ٦، زيرا هيچ موافق و مخالفى روايت نكرده است كه آنها به اين امر پاسخ دادند».
محقّق دوانى در نور الهدايه چنان كه ميرزا احمد آشتيانى در لوامع الحقائق/ ٣٢- ٣١ آن را خلاصه و ترجمه كرده است مىگويد: «اگر چه در تعيين جانشين پيامبر ٦، ميان گذشتگان اختلاف بسيارى است و باورها و نحلههاى گوناگونى دارند، ولى از ميان آنها سخن حقّى كه شايسته تصديق است تنها ميان دو مذهب به چشم مىخورد كه عبارتند از مذهب اهل سنّت و جماعت كه قائل به خلافت خلفاى چهارگانه هستند و مذهب تشيّع كه قائل به امامت دوازده امام هستند. من پس از آن كه در كتابهاى هر دو گروه نگريستم سخنان و دلايل بسيارى را در اثبات مذهبشان يافتم كه نگارش آنها شدنى نيست، ولى هنگامى كه به قانون عقل مراجعه كردم بدين حكم كردم كه جانشين پيامبر ٦ نشانه و نمونهاى است از خود او، پس ناگزير بايد در كمالات علمى و عملى و نفسانى و روحانى همانند خود پيامبر ٦ باشد و از نفسى قدسى بهره برد تا بر حسب آمادگىاش از آغاز عمر تا پايان از دايره عصمت، پا فراتر ننهد و سخن او حجّتى باشد كه به هيچ روى شائبهاى بدان راه نيابد و دين و شريعت پيامبر ٦ را به وضع خود، پايدار نگاه دارد و پس از كند و كاو در سخنان اختلافى يا مورد اتّفاق هر دو گروه، دريافتم كه على در كمالات علمى و عملى به جايى رسيده است كه پيامبر ٦ به امر الهى او را در مرتبه نفس شريف خويش قرار داد و اين چنين است كه آيه مباهله بدان تصريح دارد آن جا كه خداوند مىفرمايد: فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ...
مفسّران، اتّفاق دارند كه مقصود از «انفسنا» على بن ابى طالب و مراد از «ابناءنا» و «نساءنا» حسن و حسين و فاطمه زهرا (ع) مىباشد. نيز دانستم كه على (ع) حتّى پيش از تولّد، هنگامى كه در رحم مادرش فاطمه دختر اسد قرار داشته است صاحب نفسى قدسى و علمى لدنى (غير اكتسابى) بوده است. هنگامى كه پيامبر ٦ فاطمه بنت اسد را مىديد كه نشسته است، فاطمه بدون اختيار و اراده بر مىخاست و هنگامى كه از دليل برخاستن بىاختيار در برابر پيامبر ٦ از فاطمه پرسش مىكردند پاسخ مىداد هنگامى كه من، بهترين آدميان حضرت محمّد ٦ را مىبينم جنينى كه در شكم من است از روى ادب براى او برمىخيزد و هر گاه پيامبر ٦ به سمتى روى مىآورد در مىيابم كه جنين نيز به همان سمت روى مىگرداند.
بيشتر علماى اهل سنّت در كتابهاى خود در بيان وجه دعا براى حضرت (ع)، هنگام بردن نام شريفش به «كرّم اللَّه وجهه» (در برابر ديگر خلفا و صحابه) همان معنايى را آوردهاند كه ما ذكر كرديم، و لذا دانستم مقام رسالت و مرتبت حضرت پيامبر ٦ پيش از تولّد براى على (ع) روشن بوده است، و اين از آن روست كه ايشان به خلافت خلفاى سهگانه از نفس قدسى و ويژگىهاى آن برخوردار بوده است».
مراجعه كنيد به: رساله نور الهداية، چاپ شده در «الرسائل المختاره»/ ١٢٢- ١٢٠.
نيز بنگريد به: تلخيص الشافى ٣/ ٧- ٦، كشف المراد/ ٤١١، كشف الغمّه ١/ ٢٣٣، صراط المستقيم ١/ ٢١٠، بحار الانوار ٣٥/ ٢٧١- ٢٦٨ (پاسخ علّامه مجلسى به سخن فخر الدين رازى پيرامون همين آيه)، حق اليقين ١/ ٢٦٨، دلائل الصدق ٢/ ٣٨٨- ٣٨٦ و لوامع الحقائق/ ١١.