کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٢٥ - مبحث پنجم در مباهله
______________________________
«همه
اتّفاق نظر دارند كه مقصود از «نساءنا» در اين آيه فاطمه (س) است، زيرا در مباهله
جز او زنى نبود و اين دلالت بر برترى زهرا دارد به همه زنان و «انفسنا» يعنى فقط
على و جايز نيست مفهوم آن، خود پيامبر ٦ هم باشد، زيرا پيامبر، همان دعاكننده
است و جايز نيست انسانى به خود دعا كند و صحيح آن است كه به ديگرى دعا كند، و اگر
اين سخن «و انفسنا» ناگزير اشاره است به غير پيامبر لا جرم بايد اشاره باشد به على
(ع)، زيرا هيچ كس ادّعا نكرده است كه كسى جز امير المؤمنين (ع) و همسر و دو فرزند
او در مباهله وارد شده باشد و اين دليلى است بر نهايت فضل و والايى مرتبه حضرت و
رسيدن ايشان به قلّهاى كه هيچ كس را توان رسيدن بدان نيست، چرا كه خداوند سبحان
او را نفس رسول قرار داده است و اين جايگاهى است كه هيچ كس بدان نتواند نزديك شد».
ابن بطريق در عمده/ ١٩٢ مىگويد:
«پس حال كه خداوند تعالى آنها را دليل صدق پيامبر در ادّعاى خود و نشانه صدق قرآن كريمى قرار داده است كه خود آن تصديقكننده ديگر پيامبران (ع) و كتابهاى آسمانى است، پس سوگند به آنها (ع) همسنگ هر پيامبر و هر كتابى است. اگر خداوند سبحان مىدانست يكى از معجزههاى ماندگار پيامبر در تصديق او و تصديق كتاب خدا جاى آنها را مىگرفت، آن را مىآورد و اهل بيت (ع) را كنار مىنهاد، زيرا پيامبر ٦ در برابر منكران با رساترين اعجاز و تكان دهندهترين آيات در دلهاشان رويارويى مىكرد، و اگر مبارز طلبى با مسيحيان نجران هنگام انكار قرآن و نبوّت با مباهله اهل بيت (ع) صورت پذيرفت كه آن نيز با وحى خداوند بود تا در برابر آن تصديق پيامبر و قرآن كريم باشد، اين در تعبّد امّت در پيروى از آنها و الگو قرار دادن ايشان، رساتر بوده است و آن چه در تعبّد، رساتر باشد در لزوم حجّت، ضرورتر است، و آن چه در لزوم حجّت، ضرورتر باشد چنان تنگاتنگ واجب است كه هيچ خللى بدان راه نيابد و آن چه تنگاتنگ وجوب يابد و خللى بدان در نيايد واجب است چونان وجوب شناخت خدا و شناخت پيامبر ٦ به دليل همانندهاى پيشگفته در قرآن كريم از آن چه در اخبار صحيح پيرامون وجوب ولايت امير المؤمنين همچون وجوب ولايت خداوند سبحان و ولايت پيامبر ٦ در اين آيه شريفه ذكر شد: إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ.
نظير اين سخن در خصائص/ ١١٢- ١١٠ آمده است.
.