کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢١٣ - مبحث سوم در برادرى على(ع) با پيامبر
______________________________
على
(ع) در اين سخن بدان مىبالد و مىفرمايد:
و از هنگامى كه ميان حاضران برادرى برقرار كرد.
مرا خواند و با خود برادر كرد و فضل مرا آشكار ساخت هر خردمندى مىداند اگر كسى بر على پيشى جويد بر نظر او يعنى پيامبر ٦ پيشى جسته است.
ابن بطريق در عمده/ ١٧٥- ١٧٢ هنگام برشمردن شباهتهاى ميان اين دو در نسب و عصمت و ولايت و تبليغ و همانندى و گشوده شدن در و شايستگى امامت، مسأله را به تفصيل آشكار مىسازد و سپس مىگويد:
«پس همسانى و همانندى و همشكلى او به پيامبر ٦ به اثبات مىرسد جز در آنچه كه پيامبر استثنا كرده است يعنى نبوّتى كه كسى در آن نظير پيامبر نيست، چه، پيامبر فرمود: جز آن كه پس از من پيامبرى نيست. از اين رو صحيح است پيامبر ٦ بر اساس همانندى و همسانى در اين گونه منزلتها و مشاركت با على در بيان جايگاهش در بهشت با مفادى كه در اخبار پيشگفته آمده است او را در دنيا و آخرت برادر خويش گيرد، امامى كه پيامبر ٦ در باره او مىفرمايد:
اگر يارى شما با دست، به من نرسد يارى شما با زبان را از دست نخواهم داد».
همين سخن را ابن بطريق در كشف الغمّه ١/ ٣٣٠- ٣٢٩ نقل كرده است.
شيخ مظفّر در دلائل الصّدق ٢/ ٤١٩- ٤١٨ مىگويد:
«برادرى پيامبر ٦ با على براى بهرهمند شدن از غناى آن هنگام على (ع) كه با غنايم و جز آن به دست آمده يا رسيدن به منزلتى نبوده است كه بايد آن را متّكى به على دانست بىآن كه على به چيزى متّكى باشد بلكه مقصود پيامبر از برادرى با على، شناساندن منزلت او و بيان برترىاش بر ديگران بوده است، چرا كه پيامبر ٦ هر كس را با برادرش برادر مىكرد- چنان كه برخى از اخبار گواه آن است- زيرا اين به هميارى و همكارى نزديكتر است و براى تأليف قلوب ضرورىتر و لذا امير المؤمنين (ع) همسنگ پيامبر خدا ٦ مىباشد، چنان كه آيه مباهله، على را خود پيامبر معرفى مىكند و اين خود، نماد امامت حضرت است و به همين سبب در روز شورا امير المؤمنين بدان احتجاج كرد و اين همان گونه است كه پيامبر اكرم در بسيارى از احاديث به اين سخن اشاره مىكند».
نيز بنگريد به: قواعد المرام ١٨٦، صراط المستقيم ٢/ ٢٨- ٢٧.