کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢١١ - مبحث سوم در برادرى على(ع) با پيامبر
______________________________
نظير
اين سخن در صراط المستقيم ٢/ ٢٥- ٢٤ آمده است.
سيّد شرف الدّين در مراجعات/ ٢٠٩ مىگويد:
«روز برادرى دوم، پنج ماه پس از هجرت در مدينه بود كه پيامبر ٦ ميان مهاجران و انصار برادرى برقرار كرد و در هر دو بار، پيامبر از ميان آنها على را براى خود برمىگزيند و از ميان آنها او را برادر خود مىگيرد تا با اين كار او را بر ديگران برترى داده باشد».
شريف مرتضى در شافى همان گونه كه در بحار الانوار ٣٨/ ٣٣٢- ٣٣١ از او نقل شده است مىگويد:
«نصّ پيامبر ٦ دو گونه است: يكى با لفظ و صراحت دلالت بر امامت دارد و يكى در عمل و سخن به گونهاى پشت سر هم و همراه با نرمى، و پيشتر روشن كرديم كه هر سخن يا عمل پيامبر دلالت دارد بر جدا كردن امير المؤمنين (ع) از جماعت و اختصاص دادن او به رتبهها و جايگاههاى والايى كه براى ديگران در كار نبود و اين بنا به نصّ، گواه امامت على است از آن نظر كه گواه است بر عظمت جايگاه و برترى محرز او، و امامت پس از نبوّت، در دين بالاترين جايگاه است و كسى كه در دين، برتر باشد و در قدر و منزلت، بزرگتر و در صدق، پايدارتر باشد به امامت شايستگى بيشترى دارد و كسى كه وضعش گواه چنين امورى باشد، خود گواه امامت او خواهد بود. روشنگر اين امر آن است كه اگر سلطانى پيوسته در طول عمر و فرماندهىاش سخنان و اعمالى را از خود نشان دهد كه دلالت داشته باشد بر برترى محرز و اختصاص مؤكّد و دوستى نزديك و يارى رساندن كسى از اطرافيانش، او با چنين كارهايى در نزد اهلش، نامزد بالاترين جايگاه پس از فرمانده خواهد بود، و همين گواه شايستگى اوست در به دست آوردن بهترين مقامها و چه بسا دلالت اين گونه اعمال قوىتر باشد از دلالت سخن، زيرا در سخن گاهى مجاز راه مىيابد در حالى كه مجاز در اعمال وارد نمىشود و قبلا روشن كرديم كه امام بايد شخص افضل باشد و شخص مفضول نمىتواند امام گردد، و برادرى از جمله همين اعمال است كه دلالت دارد بر نهايت فضل و اختصاص.
وى پس از ردّ اعتراضاتى كه در اين زمينه وارد شده است مىگويد: از جمله امورى كه دلالت دارد بر اين كه اين برادرى اقتضاى برترى و بزرگداشت دارد و صرفا براى يارى رساندن و همكارى نبوده است.
.