کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٩٣ - مبحث بيست و يكم پيرامون اخبار مربوط به آيات نازل شده در حق على(ع) به نقل از جمهور
على (ع) در باره آيه: وَ إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ[١]- مىفرمايد:
مقصود، منحرفان از ولايت ما هستند[٢].- على (ع) در باره آيه: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ[٣]- مىفرمايد: مقصود از «حسنه» دوستى ما و منظور از «سيئة» دشمنى با ماست[٤][٥].
على (ع) در باره آيه: وَ نادى أَصْحابُ الْأَعْرافِ رِجالًا يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيماهُمْ[٦]- مىفرمايد: ما اصحاب اعراف هستيم و هر كه را به چهره بشناسيم به بهشت در مىآوريم[٧][٨].
[١] مؤمنون/ ٧٤؛ و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند از راه راست منحرفند.
[٢] همان.
[٣] نمل/ ٨٩ و ٩٠؛ هر كس كه كار نيكى كند بهتر از آن را پاداش گيرد و نيكوكاران از وحشت آن روز در امان باشند، و آنان را كه كارهاى بد مىكنند سرنگون در آتش اندازند.
[٤] همان.
[٥] ابن بطريق در خصائص/ ٢٢١ مىگويد:
« اگر حسنهاى كه خداوند به سبب آن، شخص را به بهشت در مىآورد دوستى با حضرت( ع) و سيّئهاى كه خداوند به سبب آن، شخص را به رو در دوزخ مىافكند دشمنى با حضرتش( ع) مىباشد، پس ضرورتا خلافت بعد از پيامبر٦ از آن اوست و امّت بايد نسبت به او دوستى داشته باشد، زيرا هدف از پيروى امّت از امام، آن است كه در پرتو پيروى او به بهشت درآيند و از آتش نجات يابند، و اين نيست مگر براى كسى كه امّت بايد او را دوست داشته باشد چنان كه بايد خدا و پيامبر را، و دليل آن هم اين سخن پروردگار است كه: إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ، و چنان كه پيشتر گفتيم اين آيه به حضرت( ع) اختصاص دارد.
شناخت راه ورود به بهشت يعنى دوستى با حضرت( ع) و شناخت درآمدن به آتش دوزخ يعنى دشمنى با حضرت( ع) براى ما ثابت شد و تمامى آنها با وحى الهى است كه: لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ.
[٦] اعراف/ ٤٨؛ و ساكنان اعراف مردانى را كه از نشانىشان مىشناسند آواز دهند.
[٧] همان.
[٨] شيخ مظفّر در دلائل الصّدق ٢/ ٣٣٨- ٣٣٧ مىگويد:
« دلالت اين آيه- همچنان كه در سه آيه پيش از آن در آيه دوم و سوم و جز آن توضيح داديم- به امامت امير المؤمنين، آشكار است، و اين با عدم صلاحيت عبّاس براى امامت با در نظر گرفتن حيات او پس از پيامبر٦ و وضوح دلالت اين خبر بر بهشتى بودن او منافاتى ندارد و اين به سبب عدم آگاهى اوست به اين كه از اصحاب اعراف است و اگر هم علم و آگاهى او را فرض كنيم مفضول بودن او مانع از امامت اوست چه رسد به وضوح عدم عصمت او.».