کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٠٨ - مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)
ساعت مرا احضار نكرده است مگر آن كه از فضايل امير المؤمنين (ع) از من پرسش كند و اگر به او بگويم مرا خواهد كشت و از همين رو وصيّت خود را نوشتم و كفن پوشيدم و حنوط كردم. پس او نشست در حالى كه مىگفت: لا حول و لا قوّة الّا باللَّه [العلىّ العظيم]، و سپس گفت: سليمان! آيا مىدانى نام من چيست؟ گفتم آرى، يا امير المؤمنين.
گفت: نامم چيست؟ گفتم: عبد اللَّه المنصور بن محمّد بن على بن عبد اللَّه بن العباس بن عبد المطّلب. گفت: درست گفتى. تو را به خدا و خويشاوندىام به پيامبر ٦ سوگند مىدهم به من بگو از همه فقها چه قدر از على فضيلت روايت كردهاى و اين فضايل چه قدر است؟ گفتم: اندكى، يا امير المؤمنين! حدود ده هزار حديث يا بيشتر. گفت: اى سليمان! دو حديث در فضايل على (ع) به تو مىگويم كه همه احاديثى را كه از همه فقها روايت كردهاى مىخورند، اگر هم اكنون سوگند بخورى كه آن دو را به هيچ يك از شيعيان روايت نكنى برايت خواهم گفت. گفتم: سوگند نمىخورم، ولى به هيچ كس نخواهم گفت. پس گفت: من از بنى مروان فرارى بودم و در همه شهرها مىگشتم و به وسيله حبّ و فضايل على بن ابى طالب (ع) به مردم نزديك مىشدم و آنها به من آب و خوراك مىدادند و به ديدن من مىآمدند و بزرگم مىداشتند و خدمتم مىكردند تا آن كه به بلاد شام وارد شدم. آنها در حالى صبح مىكردند كه به على (ع) در مساجدشان لعن مىفرستادند، زيرا همه آنها از خوارج و اصحاب معاويه بودند. پس روزى وارد مسجدى شدم در حالى كه از آنها در دل متنفّر بودم. نماز بر پا شد و من نماز ظهر را خواندم و جامهاى پوسيده بر تن داشتم، پس چون امام سلام كرد بر ديوار تكيه داد در حالى كه همه اهل مسجد حضور داشتند. من هم نشستم و هيچ كس را نديدم كه با احترام از امام جماعتشان سخن بگويد. ناگاه دو كودك وارد مسجد شدند. چون امام جماعت چشمش به آن دو افتاد گفت: وارد شويد، درود بر شما و آن كه شما دو را به نام آن دو ناميد، به خدا سوگند شما را به نام آن دو نناميد مگر به سبب حبّ محمّد و آل محمّد.
پس ناگاه ديدم يكى از آن دو حسن و ديگرى حسين ناميده مىشد. با خود گفتم: امروز به نيازم دست مىيابم و لا قوّة الّا باللَّه. جوانى كنار من نشسته بود، از او پرسيدم: اين شيخ كيست و اين دو كودك كيانند؟ او در پاسخ گفت: اين شيخ پدر بزرگ آن دوست و در اين شهر هيچ كس جز او على را دوست ندارد و از همين رو آن دو را حسن و حسين ناميده