کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٦٣ - مبحث دوم در جهاد
بگذرند. مسلمانان دژ را گرفتند و غنايم بسيارى به چنگ آوردند و چون بازگشتند حضرت (ع) دروازه را با دست راست تا چند ذراع پرت كرد. اين در را بيست مرد مىبستند و هنگامى كه مسلمانان خواستند آن را حمل كنند هفتاد مرد به دوشش كشيدند.
على (ع) مىفرمايد: به خدا سوگند من دروازه خيبر را نه با نيروى جسمانى كه با قدرت ربّانى[١]- از جاى كندم[٢].
در جنگ فتح كه خداوند به پيامبرش وعده پيروزى داده فرموده بود: إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ[٣]- پرچم با على (ع) بود[٤].
[١] ارشاد مفيد/ ٦٦.
[٢] علّامه بياضى در صراط المستقيم ٢/ ٦ مىگويد:
« اين همه خرق عادت است كه جز براى پيامبر يا جانشين پيامبر رخ نمىدهد و از آن جا كه على بالاتّفاق پيامبر نبوده است پس التزاما جانشين پيامبر خواهد بود».
اربلى در كشف الغمّه ١/ ٢٣٠ مىگويد:
« فضيلت امير المؤمنين در اين جنگ، و پيروزى به دست آمده در پرتو زحمات آن حضرت و اظهار منزلت او از سوى پيامبر٦ و اين كه تنها براى او غنيمتى اختصاصى رواست؛ و نيز آن چه از محبّت پيامبر براى او ظهور يافت و جلوگيرى پيامبر از بغضورزيدن نسبت به او و شناساندن فضيلت او براى كسى كه آن را نمىشناخت و تشويق بريده در دوست داشتن او و اين سخن پيامبر كه:« او بهترين مردم است براى تو و مردمت و بهترين كسى است كه پس از خود براى امت به جاى مىگذارم» همگى تعريض كه نه، به خدا سوگند تصريحى است بر خلافت و امامت حضرت و آگاهانيدن جايگاه و منزلت او و اين كه على محقّترين آنهاست در به دست گرفتن اين مقام پس از پيامبر و ويژهترين آنها و برگزيدهترين آنهاست نزد پيامبر كه هيچ كس را نمىتوان در آن، انباز او گرفت و هيچ كس به يافتن اين مقام نزديكى نتواند يافت و اگر كسى چنين قصدى داشته باشد از كجا مىتواند به قدر و قيمت او دست يابد و حال آن كه خصلتهاى شريفى آن چنان در او گرد آمده است. درود خدا بر او و فرزندان و خاندان و كسانش».
[٣] نصر/ ١؛.
[٤] مورّخان گفتهاند در روز فتح مكّه پرچم به دست سعد بن عباده بوده و او نداى انتقام از اهل مكّه را سر داده است و پيامبر به على فرموده است كه: او را درياب و پرچم را از او بگير.( رجوع كنيد به بحار الانوار، ٢١/ ١٠٥ و ١٣٠).
طبرسى در اعلام الورى/ ١٩٨ اشارهاى به اين موضوع دارد و مىگويد:
« پيامبر فرمود: اى على! سعد را درياب و پرچم را از او بگير و تو كسى باش كه به مكّه درمىآيى. بدين ترتيب پيامبر، سوء تدبيرى را كه با اقدام سعد در حقّ اهل مكّه صورت مىپذيرفت جبران كرد و دانست كه انصار راضى نمىشوند كسى از مردم، پرچم را از سرورشان سعد بگيرد و او را از جايگاهش كنار زند مگر كسى كه مقامى والا و جايگاهى پرشكوه همچون پيامبر داشته باشد».
اربلى نظير همين سخن را در كشف الغمّة ١/ ٢١٨ مىآورد.