کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٦١ - مبحث دوم در جهاد
على (ع) اشاره كرد- او به هنگامى كه سنّت من ترك گردد و به كنارى نهاده شود و كتاب خدا تحريف گردد و كسى پيرامون دين سخن گويد كه اهل اين كار نيست بر سر تأويل خواهد جنگيد و در راه احياء دين خدا با آنها به نبرد خواهد پرداخت[١].- در جنگ خيبر كه به سال هفتم هجرى رخ داد پيروزى آن از امير المؤمنين (ع) بود.
آنها پيامبر را بيست و چند شب محاصره كرده بودند تا آن كه روزى دروازه را گشودند در حالى كه گرد خويش خندقى كنده بودند و مرحب با يارانش بيرون آمدند تا به جنگ بپردازند. پيامبر ٦ ابو بكر را فرا خواند و پرچم را در ميان گروهى از مهاجران بدو سپرد ولى ابو بكر شكست خورد. فرداى آن روز پيامبر پرچم را به عمر داد و عمر نيز هنوز مسير چندانى نپيموده بود كه شكست خورد.
پيامبر ٦ فرمود: على را نزد من آوريد. به عرض رسيد كه چشم او درد مىكند.
پيامبر ٦ فرمود: او را مىآورم و شما مردى را خواهيد ديد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول نيز او را دوست مىدارند. حملهكنندهاى است كه هرگز نگريزد[٢] و حقّ اين جنگ را خواهد گرفت.
[١] ارشاد مفيد/ ٦٣.
[٢] علّامه بياضى در صراط المستقيم ٢/ ١ مىگويد:
« پيامبر با اين سخن« هرگز نگريزد» تعريضى دارد به گريزندگان و ستايشش را با اين سخن تصريح مىكند:« حملهكننده» در محبّت خدا و رسول، همان نهفته مىباشد كه عبارت است از فراوانى ثواب كه مستلزم افضليتى است كه مقتضى امامت و ثبوت امامت و محبّت الهى مىباشد، اگر چه اين براى هر فرمانبرى حاصل است ولى درجات متفاوت دارد، و خداوند على را به سبب قطع تعلّقات و پاكسازى درون از پيوند با پلشتىهاى دنيا و كشف غطا از احوال ديگران، مقامى فزونتر داده است».