کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٠١ - مبحث ششم در گزيدههايى اندك از سخنان حضرت
بسيار اندك هستند و در منزلت و بزرگى نزد خدا بسيار بزرگوارند. خداوند در پرتو ايشان حجّتها و دليلهاى روشن خود را حفظ مىكند تا آنها را به مانندانشان سپرده در دلهاشان كشت نمايند. علم و دانش با حقيقت ايمان به ايشان يكباره روى آورده و با آسودگى و خوشى يقين و باور به كار بستهاند و سختى و دشوارى اشخاص به ناز و نعمت پرورده را سهل و آسان يافتهاند و به آن چه نادانان دورى گزينند انس و خو گرفتهاند و با بدنهايى كه روحهاى آنها به جاى بسيار بلند آويخته در دنيا زندگى مىكنند. آنانند در زمين امينان و حجّتهاى خدا بر بندگان او. حضرت سپس آهى دردآلود كشيد و فرمود: آه، چه اشتياقى به ديدن آنها دارم و سپس دستش را از دست كميل كشيد و به او فرمود: اگر مىخواهى برگرد.
نيز مىفرمايد: ذمه من گرو سخنانى است كه مىگويم و تمام آنها را ضمانت مىكنم.
[همه خير در كسى است كه قدر آن را شناسد] و در جهل انسان همين بس كه قدر خود را نشناسد.
نيز مىفرمايد: دشمنترين خلايق نزد خدا دو مردند: مردى كه خداوند او را به خود واگذاشته پس از راه راست منحرف گرديده و به سخن بدعت آور و دعوت مردم به ضلالت و گمراهى، دل داده است، پس اين مرد سبب فتنه و فساد است براى كسى كه به واسطه او در فتنه واقع شده و گمراه است از راه كسى كه پيش از او به راه راست رفته و گمراهكننده است كسانى را كه در زنده بودن و بعد از مردنش از او پيروى مىكنند. بار گناهان غير خود را حمل كرده و در گرو گناه خويش هم مىباشد. و مردى كه نادانىها را در خود جمع كرده مردم نادان را گمراه مىكند. در تاريكىهاى فتنه و فساد فرو رفته است، از ديدن هدايت كور است. عوام او را دانا مىنامند و حال آنكه نادان است، صبح كرد هر روز و در پى زياد كردن چيزى بود كه كم آن بهتر از بسيار است تا اين كه به آن رسيد و سيراب گرديد از آب متعفّن گنديده و پر شد از مطالب بيهوده. ميان مردم براى حكم دادن نشسته و به آن چه كه بر غير او اشتباه است خود را دانا مىداند. اگر به او يكى از مسائل مشكله عرضه شود در پاسخ آن سخنان بىمعنى بيهوده از رأى خود تهيه نموده و به درستى آن چه در جواب گفته يقين دارد. او در خلط نمودن شبهات مانند تنيدن تار عنكبوت است. نمىداند آيا درست حكم كرده يا به خطا رفته است. باور نمىكند كه