کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٩٨ - مبحث ششم در گزيدههايى اندك از سخنان حضرت
سهو است و هر نگاهى كه در آن عبرت آموزى نباشد لهو است.
آن كس كه با فروش نفس خويش آن را آزاد كرد همچون كسى نيست كه آن را فروخت و هلاكش كرد.
نيكويى ادب، به جاى حسب و نسب است. زاهد در دنيا هر چه آراستگىاش فزونى يابد بيشتر به دنيا پشت مىكند. دوستى پيچ در پيچترين انساب و علم، شريفترين حسبهاست. كسى كه دوستدار فضايل باشد از كارهاى حرام كناره مىگيرد. نهايت بخشش آن است كه تمام نيروى خود را عطا كنى. جهل انسان نسبت به معايبش از بزرگترين گناهان اوست. عفاف كامل، خشنودى است به كفاف.
به هنگام يورش دشمنت لغزش دوستت را ناديده بگير.
اعتراف نيكو، ارتكاب به گناه را از ميان مىبرد.
بدترين توشه براى رستاخيز، جمع كردن ستم بندگان است.
روزگار دو گونه است: روزى با تو و روزى بر تو. اگر با تو بود سرمست مشو و اگر بر تو بود شكيب ورز.
اگر اجل دانسته آيد آرزو كوتاه گردد. چه بسا ارجمندى كه خويش او را به خوارى كشانده و چه بسا خوارى كه خويش او را ارجمند ساخته است.
ارزش هر كس به آن چيزى است كه نيكو مىگرداند.
مردم، فرزندان آن چه كه نيكو مىپندارند هستند.
آن كه با خردمندان رايزنى كند به راه درست راهنمايى شود.
هر كه به اندك قانع شود از بسيارى امور بىنياز گردد و هر كه از بسيارى امور بىنياز نگردد به امور پست نيازمند افتد.
كارها رام و پيرو احكام قضا و قدر است به طورى كه (گاهى) تباهى در تدبير و عاقبت انديشى مىباشد. مؤمن از خويش در رنج است و مردم از او در آسايش.
بهترين عبادت شكيبايى است و خاموشى و انتظار فرج.
حلم، وزير مؤمن، علم، دوست او، مهربانى، برادر او، نيكى پدرش و صبر فرمانده لشكريان اوست.
سه چيز از گنجينههاى بهشت است: پنهان داشتن صدقه، و پنهان داشتن مصيبت، و