کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٩٤ - مبحث بيست و يكم پيرامون اخبار مربوط به آيات نازل شده در حق على(ع) به نقل از جمهور
در باره آيه: هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ[١]-، و سلام على آل يس[٢]-، و وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ[٣]- و فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ[٤]- ابن عبّاس مىگويد:
«آل يس»، آل محمّد هستند. و ما همچون باب حطّه بنى اسرائيل هستيم، و وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ على (ع) است[٥].
[١] نحل/ ٧٦؛ آيا او برابر است با كسى كه به عدالت فرا مىخواند و بر راه راست قرار دارد.
[٢] صافّات/ ١٣٠؛ سلام بر آل يس.
[٣] رعد/ ٤٣؛ و كسى كه علم كتاب، نزد اوست.
[٤] حاقّه/ ١٩؛ و امّا كسى كه كارنامهاش به دست راستش داده شود.
[٥] علّامه بياضى در صراط المستقيم ٢/ ٧٥ مىگويد:
« اينك كه معتمد قرآن مجيد، اوست مرجع نياز مردم به شمار خواهد بود، زيرا اوست كه حلال و حرام و ديگر احكام شرعى را روشن مىسازد و اگر كاتب بايد عملا طريق رستگارى را بپيمايد، پس ضرورتا بايد به دامان كسى چنگ در زد كه علم قرآن كريم نزد اوست.» سيّد شبّر در حق اليقين ١/ ٢٦٩ مىگويد:
قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ[ رعد/ ٤٣؛]، منظور از كسى كه علم كتاب نزد اوست على( ع) است و خداوند مىفرمايد: وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ[ انعام/ ٥٩؛]، و نيز مىفرمايد: ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ، پس حضرت( ع) از همه چيز آگاه است و بر همه امّت برترى دارد، پس هموست امام و خداوند او را قرين شهادت قرار داده است و بالاتر از اين چيزى نيست و به شهادت دادن او اكتفا شده است و اين خود دليل عصمت حضرت( ع) است.» شيخ مظفّر در دلائل الصّدق ٢/ ٢٠٨- ٢٠٧ مىگويد:
« گواه اين كه على در اين آيه مورد نظر است همان كه با تعبير مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ آورده شده است كه اين خود دلالت دارد بر احاطه علم او بر هر آن چه در قرآن كريم است كه مفهوم آيه هم همين مىباشد.
چه، به علم آن احاطه ندارد مگر قرينى كه پيامبر٦ دستور داده است بدو چنگ درزنند، و چنان كه در الدرّ المنثور آمده است مقصود ابن سلام نيست.
اشكالى ندارد كه اين آيه را دليل امامت امير المؤمنين( ع) نيز بدانيم، زيرا آيه، مقتضى فضيلت آشكار اوست بر ديگران و در بردارنده عصمت حضرت( ع)، زيرا خداوند سبحان شهادت او را در ثبوت نبوّت پيامبر ما از نظر ظهور فضل و معرفت و فهم و كمال و عصمت و دروغ گريزى و دورى از هر گونه كاستى تا جايى قرار داده است كه همسنگ شهادت خداست، پس ناگزير او بايد امام باشد به ويژه آن كه علم قرآن كريم نزد اوست.» بنگريد به خصائص/ ٢١٥.