کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٩ - پيشگفتار
دانش پوسيدگى يابد و اهل آن از ميان بروند.» ابن شهاب زهرى نخستين كسى بود كه در سال صد هجرى به دستور عمر بن عبد العزيز حديث نگاشت و پس از آن كار تدوين و تصنيف فزونى گرفت[١].
٣- ٣- در راه جلوگيرى از اين كار، نفس بسيارى از ناقلان حديث و صحابه و تابعان را گرفتند؛ كسانى همچون ابو ذر كه روزى در جمره وسطى نشسته بود و مردم گرد آمده بودند و از او نظر مىخواستند. پس مردى كنار او ايستاد و گفت: آيا از نظر دادن و فتوا صادر كردن بازداشته نشدهاى؟ ابو ذر سرش را بلند كرد و گفت: آيا تو مرا زير نظر دارى؟! اگر شمشير بر اين جا نهيد- و به پشتش اشاره كرد- و من بر آن باشم تا پيش از اجازه شما سخنى را بر زبان آورم كه از پيامبر ٦ شنيدهام هر آينه آن سخن را بر زبان خواهم آورد[٢].- ابو ذر به سبب مخالفت با دستورهاى حكومت از شهرى به شهر ديگر تبعيد مىشد تا آن كه در ربذه تنها و رانده، مرگ را در آغوش كشيد. حجر بن عدى و ياران او با شكنجه كشته شدند[٣]- و رشيد هجرى[٤]- و ميثم تمّار[٥]- به قتل رسيدند و به صليب كشيده شدند.
٤- ٣- در هنگامى باب خواندن احاديث رسول اللَّه ٦ بر مسلمانان بسته شد باب جعل حديث گشوده گشت و احاديث بسيارى در بزرگداشت و تكريم آنها انتشار يافت كه از جمله آنها سخن پيامبر ٦ است پيرامون وصىّ و جانشين خود[٦]-. آنها اين احاديث را در مجموعههاى روايى خود با عنوان فضايل، جاى دادند و در كنار احاديث صحيح پيامبر ٦ در فضايل جانشين پيامبر، على بن ابى طالب (ع) و ويژگىهاى او گذاشتند و اگر چه مسائل وابسته بدان بسيار فراوان بود امّا آنها مقدّمات، لوازم و نتايج
[١] فتح البارى/ ١، باب كتابة العلم/ ٢١٨.
[٢] سنن الدّارمى ١/ ١٣٢، و طبقات ابن سعد ٢/ ٣٥٤.
[٣] عبد اللَّه بن سبأ ٢/ فصل« حقيقة ابن سبأ و السبئية.».
[٤] رجال كشى/ ١٣١.
[٥] همان/ ١٣٤.
[٦] الغدير ٥/ ٢٩٧- ٣٧٨، و اضواء على السنة المحمّدية/ ١١٨.