کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٧ - پيشگفتار
مىگويد.»[١]- در روايتى ابن عباس مىگويد: «اوج مصيبت، اختلاف و هياهويى بود كه مانع از آن شد پيامبر ٦ نگاشتهاى براى آنها بنگارد.»[٢]- ٣- به علاوه آن چه بيان داشتيم كه چگونه جماعت، از سخن گفتن پيامبر ٦ جلوگيرى كردند و در خانه حضرت ٦ از پذيرش دعوت او خوددارى ورزيدند و نگذاشتند حضرت ٦ در واپسين لحظات زندگى نگاشتهاى بنگارد:
١- ٣- آنها كوشيدند پس از رحلت پيامبر ٦، احاديث ايشان نيز نوشته نشود و چنان كه از برخى احاديث پيداست در زمان تندرستى پيامبر ٦ نيز چنين بوده است، سبحان اللَّه.
عبد اللَّه بن عمرو بن عاص مىگويد: «من هر چه را از پيامبر ٦ مىشنيدم مىنگاشتم، ولى قرشيان مرا از اين كار بازداشتند و گفتند: آيا تو هر چيزى را كه از پيامبر ٦ مىشنوى مىنويسى و حال آن كه پيامبر نيز انسانى است كه هم به گاه شادى سخن مىگويد و هم به گاه خشم؟ و من از نوشتن دست كشيدم و آن را به عرض پيامبر رسانيدم. پس با انگشت به دهانش اشاره كرد و فرمود: «بنويس كه سوگند به آن كه جان من در يد قدرت اوست از اين دهان جز حق بيرون نيايد.»[٣]-
[١] بخارى/ ٢، كتاب جهاد، باب جوائز الوفد/ ١٢٠، و كتاب جزيه، باب اخراج اليهود من جزيرة العرب/ ١٣٦، و صحيح مسلم ٥، كتاب الوصيه، باب ترك الوصيه/ ٧٥، و مسند احمد، حديث ١٩٣٥، و طبقات ابن سعد ٢/ ٢٤٤، و تاريخ طبرى ٣/ ١٩٣.
[٢] بخارى/ ٤، كتاب الاعتصام بالكتاب و السنه، باب كراهية الخلاف/ ١٨٠ و كتاب المرضى، باب« قول المريض قوموا عنّى»/ ٥، و جلد ٣ كتاب المغازى، باب مرض النبى/ ٦٢، و صحيح مسلم ٥، كتاب الوصيه، آخر باب ترك الوصيه/ ٧٦ و مسند احمد، حديث ٣١١١، و تاريخ ابن كثير ٥/ ٢٢٧- ٢٢٨، و تيسير الوصول ٤/ ١٩٤، و تاريخ الذهبى ١/ ٣١١، و تاريخ الخميس ١/ ١٨٢، و البدء و التاريخ ٥/ ٩٥، و تاريخ ابى الفداء ١/ ١٥١.
[٣] سنن الدّارمى/ ١، باب« من رخص في الكتابة من المقدّمة/ ١٢٥، و سنن ابى داود/ ٢، باب كتابة العلم/ ١٤٦، و مسند احمد ٢/ ١٦٢ و ٢٠٧ و ٢١٦، و مستدرك الحاكم ١/ ١٠٥- ١٠٦، و جامع بيان العلم و فضله از ابن عبد البر ١/ ٨٥، چاپ دوم، چاپ العاصمه در قاهره، سال ١٣٨٨.