کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٣٦ - مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)
______________________________
٧-
سيّد شرف الدّين در مراجعات/ ٧٥ مىگويد:
«براى امامان عترت طاهره همين بس كه نزد خدا و رسول خدا همچون قرآن مجيدى باشند كه به هيچ روى باطلى بدانها راه نيابد و همين حجّتى است كه همه را با قدرت وامىدارد تا نسبت به مذهب آنها تعبّد داشته باشند. يك مسلمان هرگز براى كتاب خدا جانشينى را نمىپذيرد پس چگونه براى همسنگان آنانتقال را روا مىدارد؟.» ٨- آشتيانى در لوامع الحقائق (مبحث امامت) ١- ٢ در ضرورت عقلى حديث ثقلين مىگويد:
«ما در بحث نبوّت بيان داشتيم كه بايد براى كمال يافتن حكمت ايجاد جهان جسمانى و سامان يافتن امور دنيوى و اخروى مردم، عالمى حكيم وجود داشته باشد كه بدون اختصاص به زمان و عصر و قرنى، پاك و بركنار از خطا باشد. نيز در همان جا نبوّت پيامبر ما ٦ و خاتميت او و اين كه پيامبرى پس از او نخواهد آمد و دين و شريعت او تا روز رستخيز باقى خواهد ماند ثابت شد. ضرورتا روشن است كه شارع حكيم در هر رويداد و رخدادى حكمى دارد كه مردم بايد بدان عمل كنند. آيات قرآنى نيز در حرمت تشريع و بدعتگذارى در دين، صراحت دارند، و روشن است قرآن كريمى كه بر پيامبر ٦ نازل شد و تا روز رستخيز معجزه باقى خواهد ماند در هدايت و آموزش و به كمال رساندن مردم، كافى نيست و اختلافهاى ميان مسلمانان با آن از ميان نمىرود، زيرا هر يك از آنها قرآن را بر اساس رأى و مسلك خود تفسير مىكند با آن كه در قرآن، آيات مجمل و متشابهى وجود دارد كه فهم مقصود از آنها به مفصّل و مفسّر و مبيّنى نيازمند است كه با خاندان وحى و رسالت در پيوند باشد، پس پيامبر ٦ ضرورتا مىبايست جانشينانى داشته باشد كه پس از ارتحال او به انجام همان وظايفى كمر بندند كه پيامبر ٦ در زمان حياتش بدانها مىپرداخت؛ وظايفى همچون آموزش بندگان و به كمال رساندن ايشان و تبليغ احكام دين و اجراى قوانين دينى و نظاير آن- كه پيشتر در فوايد وجود پيامبر بيان داشتيم- و اثبات حقيقت اسلام براى مسلمانان و نبوّت محمّد ٦ با براهين قطعى يا اظهار معجزات و كرامات، و تبيين آيات مجمل و متشابه قرآنى، و حفظ شريعت محمّدى از تغيير و دگرگونى.» ٩- سيّد محسن امين در الغدير ٣/ ٢٩٨ مىگويد:
«حال كه اين حقيقت دانسته شد آشكار گشت كه ممكن نيست مقصود از اهل بيت، همه بنى هاشم باشند، بلكه آن عامّى است كه اختصاص زده شده است با كسانى كه اختصاصشان در فضيلت و علم و زهد.