کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٣٧ - مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)
______________________________
و
عفت و نزاهت به اثبات رسيده است يعنى همان امامان خاندان پاك و دوازده امامى كه
مادرشان زهراى بتول است، زيرا اجماع است در اين كه ديگران از عصمت بىبهرهاند و
وجدان نيز اقتضاى خلاف آن را دارد، چه، از اعضاى ديگر بنى هاشم، گناه سر مىزند و
بسيارى از احكام را نمىدانند و امتيازى بر ديگر خلايق ندارند و نمىتوان آنها را
همسنگان قرآن در امور پيشگفته تلقّى كرد، پس بايد برخى از آنها مطرح باشند نه
همگىشان، زيرا آنها چنانند كه گفتيم. امّا تفسير زيد بن ارقم كه مقصود، مطلق بنى
هاشم است در صورت صحّت صدور اين سخن از او پس از اقامه دليل بر بطلان آن ديگر
ضرورتى در پذيرش آن وجود نخواهد داشت.» در خلاصة عبقات الانوار ٢/ ٢٤٢ سخنى مشابه
از توفيق ابو علم رسيده است.
١٠- شيخ طوسى در تلخيص الشافى ٢/ ٢٤٧- ٢٤٦ به برخى از اخبار همچون: «از كسانى كه پس از من مىآيند پيروى كنيد» كه شبهه معارض حديث ثقلين هستند پاسخهايى داده است كه ما يكى از آنها را مىآوريم:
«نخستين سخن پيرامون اين اخبار آن است كه با اخبار و احاديث ما ناهمگونى دارند، زيرا اخبار ما را موافق و مخالف نقل كردهاند و مخالفان نيز آنها را درست دانستهاند و امّت با نگاه پذيرش بدانها نگريسته و اختلاف در تأويل و تفسير آنهاست، در حالى كه اخبار مخالف با آنها مسيرى ديگر گونه دارند و تنها شخص مخالف آن را نقل كرده است و چيزى از آن بر نمىتابد مگر آن كه پس از كشف آن و بررسى سند آن، انحراف راوى و تعصّب مدّعى آن بر ما هويدا مىگردد، و پيشتر بىارزش بودن مخالفت اخبارى را كه اين مسير را مىپيمايند روشن ساختهايم.» ١١- علّامه مجلسى در بحار الانوار ٢٣/ ١٢٦ مىگويد:
«مقصود از جدايى ناپذير بودن قرآن و عترت آن است كه خاندان پيامبر از الفاظ قرآنى و چگونگى نزول و تفسير و تأويل آن آگاهند و گواه صحّت قرآنند چنان كه قرآن نيز گواه حقانيّت و امامت ايشان است و هيچ كس به يكى از اين دو ايمان نمىآورد مگر آن كه به ديگرى ايمان بياورد.
در توضيح اين سخن مىگوييم: همان گونه كه حديث ثقلين، گواه جدايى ناپذيرى كتاب و سنّت است قرآن نيز گواه جدايى ناپذيرى آن با سنّت مىباشد و آياتى كه اين مفهوم را تفسير مىكند فراوان است و ما تنها برخى از آنها را بيان مىداريم:
الف- وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً [نساء/ ٦١؛].
در اين جا خداوند بيان مىدارد كه پيامبر ٦، همسنگ قرآن است.
ب- فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ [نساء/ ٦٤؛].
مىبينيم كه قرآن، ايمان را پس از تحكيم به پيامبر و فرمان برى از او بيان مىدارد.
.