کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٤٨ - مبحث هشتم در اين كه پيامبر
______________________________
ديگر
پيامبر از واژهاى كه در قرآن كريم در تعريف او وارد شده است به واژه ديگرى روى
نمىآورد، پس براى على (ع) بىآنكه به معناى ديگرى عدول شود همان به ثبوت مىرسد
كه براى پيامبر».
شريف مرتضى چنان كه بحار الانوار ٣٧/ ٢٤١- ٢٤٠ از او نقل مىكند اين سخن را با بيان ديگرى در شافى مىآورد:
«آن چه واژه مولى در بر دارد به گونههايى تقسيم مىشود كه از آن جمله است آن چه به پيامبر ٦ تعلّق نمىگيرد و آن چه به پيامبر تعلّق مىگيرد و با دليل، روشن است كه پيامبر آن را نمىخواسته است و آن چه براى پيامبر حاصل بوده است و پيامبر بايد آن را مىخواسته، چرا كه ديگر گونهها باطل هستند و محال است سخن پيامبر از مفهوم و فايده تهى باشد.
گونه نخست، همان برده آزاد شده و هم پيمان است، زيرا هم پيمان، كسى است كه به قبيله يا عشيرهاى مىپيوندد و با آن هم پيمان مىشود تا به يارىاش شتابد و به دفاع از آن برخيزد و به همين سبب به آن قبيله انتساب مىيابد و بدان مىبالد و پيامبر ٦ بنا به اين وجه هم پيمان كسى نبوده است.
گونه دوم، خود به دو شكل تقسيم مىشود و روشن است كه يكى از آن دو، خواست پيامبر نبوده است چرا كه في نفسه باطل مىباشد همچون آزادكننده برده و مالك و همسايه و داماد و جانشين و امام، در صورتى كه اين دو از اقسام مولى شمرده شوند و شكل ديگر آن نيز مورد خواست پيامبر نبوده، زيرا فايدهاى نداشته است كه خود، آشكار و شايع مىباشد و آن عبارت است از پسر عمو.
گونه سوم كه با دليل، روشن است خواست پيامبر نبوده همان ولايت دين و يارى رساندن بدان و محبّت يا ولاء العتق مىباشد و دليل اين كه پيامبر ٦ آن را نمىخواسته همين است كه هر كس بر اساس دين خود دانسته است كه بايد مؤمنان را دوست بدارد و يارىشان رساند و قرآن كريم هم اين سخن را گفته است و پسنديده نيست پيامبر مردم را در اين وضع- به گونهاى كه حكايت شده است- گرد آورد و امورى دينى را به آگاهى آنها رساند كه به انجام آن مجبور هستند و حال آن كه آنها مىدانستهاند كه ولاء العتق پسر عموها پيش و پس از شريعت مطرح است و اين سخن عمر بن خطّاب در آن شرايط- آن گونه كه روايتهاى گوناگونى حاكى از آن است- خطاب به امير المؤمنين (ع) كه: «مولاى من و مولاى همه مؤمنان گشتى» مبطل آن است كه مقصود، ولاء العتق باشد. همان گونه كه يادآور شديم باطل است مقصود از اين خبر، ولاء العتق يا وجوب يارى رساندن به دين باشد. نيز دور است كه مقصود از آن پسر عمو باشد. زيرا هر دو سخن از هر گونه سودى تهى است.
.