کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٤٥ - مبحث هشتم در اين كه پيامبر
مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ[١][٢]
[١] مائده/ ٦٧؛ اى پيامبر! ابلاغ كن آن چه را كه از خدايت برايت نازل شده و اگر چنين نكنى رسالت او را نرساندهاى و خدا تو را از مردم نگاه مىدارد.
[٢] علّامه مجلسى در بحار الانوار ٣٧/ ٢٤٩ مىگويد:
« اخبار پيشگفته كه دلالت دارد بر نزول اين آيه مباركه: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ، از عواملى است كه معيّن مىكند مقصود از مولى همان فرد شايستهتر و جانشين و امام است، زيرا تهديد به اينكه اگر مولى را معرفى نكند در حكم آن است كه چيزى از رسالت خود را ابلاغ نكرده است و از طرفى ضمانت حفظ او بايد در رساندن حكمى باشد كه رساندن آن بهبود دين و دنيا را براى همه مردم در بر دارد و در پرتو آن حلال و حرام تا روز رستخيز براى مردم روشن خواهد شد و پذيرش آن براى خويشان دشوار خواهد بود و آن چه در احتمالهاى واژه« مولى» بيان داشتهاند جز مفهوم خلافت و امامت على( ع) را در بر ندارد، زيرا در پرتو خلافت و امامت اوست كه آن چه را پيامبر٦ در احكام دين بيان داشته باقى مىماند و امور مسلمانان سامان مىيابد، و كينههاى مردم نسبت به امير المؤمنين( ع) موجب شد فتنههايى از سوى منافقان برانگيخته شود و لذا خداوند حفظ پيامبر را از شرّ ايشان تضمين كرد».
ابن بطريق در خصائص/ ٥٨ مىگويد:
« آگاه باش كه خداوند سبحان در اين آيه از فضل مولاى ما امير المؤمنين( ع) به گونهاى پرده بر مىدارد كه رساننده اين حقيقت است كه ولايت حضرت( ع) از هر فريضهاى كه خداوند واجب گردانيده برتر است و اعلان مىدارد كه مقام حضرت( ع) برتر است از مقام همه پيشينيان و پسينيان از انبيا و صدّيقانى كه پس از پيامبر٦ آمدهاند.
امّا آن چه دلالت دارد بر اين كه ولايت حضرت بزرگتر است از ديگر فرايض و مؤكّدتر از همه واجبات، همين آيه كريمه است كه: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ. پس ولايت حضرت( ع) قائم مقام نبوّت است، زيرا با درستى رساندن ولايت از سوى خداست كه شهادت لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ سود مىرساند و نرساندن اين ولايت تبليغ رسالت را به بطلان مىكشاند.
پس اگر ولايت حاصل شود تبليغ رسالت، صحّت مىيابد و اگر اين امر رسانده نشود تبليغ رسالت سودى در بر نخواهد داشت و آن چه شرط باشد در صحّت وجود امرى پس وجود آن صحيح نخواهد بود مگر به وجود اين شرط و اين شرط، همچون همان امر واجب خواهد بود».