کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١١٠ - مبحث سوم خبر دادن از غيب
- رحمه اللَّه تعالى- آن را روايت كرده است. همين امر موجب شد مردم حلّه و كوفه و مشهدين شريفين از كشتار در امان بمانند، زيرا هنگامى كه سلطان هلاكو به بغداد رسيد و پيش از آن كه اين شهر را فتح كند بيشتر مردم حلّه جز اندكى به بطائح گريختند. از جمله اين مردم اندك يكى نيز پدر من- رحمه اللَّه- و ديگر سيد مجد الدّين بن طاوس و فقيه بن ابى العزّ بودند. آنها همداستان شدند تا نامهاى به سلطان بنويسند به اين كه فرمانبر دارند و در كنف امنيّت، داخل. آنها اين پيام را به شخصى اعجمى سپردند و سلطان به وسيله دو شخص به آنها دو پيغام فرستاد. يكى از آنها «تكلم» و ديگرى «علاء الدّين» خوانده مىشد. سلطان به آن دو گفت: اگر دلهاشان چنان است كه در نامهشان آمده است نزد ما آيند. آن دو امير آمدند و جماعت مىترسيدند زيرا شناختى از آنها نداشتند و نمىدانستند كارشان به كجا مىانجامد. پدرم- رحمه اللَّه- گفت: اگر من به تنهايى بيايم كافى است؟ آن دو گفتند: آرى. پس با آن دو سوار بر اسب شد و در پيشگاه سلطان حاضر گشت و اين پيش از فتح بغداد و كشته شدن خليفه بغداد بود. سلطان گفت: چگونه به مكاتبه با من و حضور نزد من آن هم پيش از آن كه بدانيد سرانجام كار من چه مىشود و كار خليفهتان به كجا مىانجامد اقدام كرديد و چگونه در اين امر احساس امنيت مىكنيد كه شايد من با او مصالحه كردم و از او درگذشتم و راه خويش در پيش گرفتم.
پدرم گفت: ما به اين كار اقدام كرديم، زيرا روايتى را از اماممان على بن ابى طالب (ع) نقل مىكنيم كه در يكى از خطبههاى خود فرموده است: زوراء، و تو چه دانى زوراء چيست؟ سرزمينى است داراى درخت گز، كه ساختمان در آن استوار گردد و ساكنانش رو به فزونى نهند، در اين شهر پيشكارها خواهند بود و خزانهدارها. فرزندان عبّاس اين سرزمين را موطن خويش گيرند و براى گنجينههاشان مسكن گزينند. اين سرزمين براى آنها محل لهو و لعب خواهد بود. در اين سرزمين، ستم ستمكار و ترس ترساننده همى خواهد بود به همراه جلوداران تبهكاران و خوانندگان فاسق و وزراى خيانت پيشه كه مردم ايران و روم خدمتشان كنند. هر گاه كار نيكى را ديدند بدان امر نكنند و هر گاه كار زشتى را زشت شمردند از آن باز ندارند. مردان به مردان بسنده مىكنند و زنان به زنان.
در اين هنگام است غم ريشهدار و گريه دامنهدار و فرياد و ناله مردم زوراء از سلطه تركها و حال آن كه اينها ترك نيستند، مردمى هستند با چشمانى ريز و با چهرههايى همچون