کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٠٩ - مبحث سوم خبر دادن از غيب
را فرماندهى كند در حالى كه حبيب بن حمار پرچمدار اوست[١].- مردى از پاى منبر برخاست و گفت: اى امير المؤمنين! من شيعه و دوستدار تو هستم. حضرت (ع) فرمود: تو كيستى؟ گفت: من حبيب بن حمارم. حضرت (ع) فرمود: مباد كه بر او حمله كنى، ولى بر او حمله خواهى كرد و از اين در وارد خواهى شد و با دست به «باب الفيل» اشاره كرد.
چون امير المؤمنين (ع) و به دنبال او امام حسن (ع) دار فانى را وداع گفتند و كار حسين (ع) آن شد كه شد ابن زياد، عمر بن سعد- نفرينشان باد- را به سوى حسين (ع) فرستاد و خالد بن عرفطه را فرمانده و حبيب بن حمار را پرچمدار قرار داد، پس به سوى او شتافت تا آن كه از «باب الفيل» وارد مسجد شد[٢].- و از آن جمله است سخن امير المؤمنين (ع) به براء بن عازب كه: فرزندم حسين كشته مىشود در حالى كه تو زندهاى و يارىاش نمىرسانى. چون حسين (ع) كشته شد براء گفت: به خدا سوگند على بن ابى طالب (ع) از مرگ حسين (ع) با من سخن گفت و فرمود كه من به او يارى نمىرسانم، و به دنبال آن حسرت و پشيمانى وجود او را فرا گرفت[٣].- و از آن جمله است روايت جويرية بن مسهّر عبدىّ كه مىگويد، هنگامى كه با امير المؤمنين (ع) آهنگ صفّين كرديم به حومه كربلا رسيديم، پس حضرت (ع) در ناحيهاى از لشكر بايستاد و سپس به چپ و راست نظر كرد و گريست و فرمود: به خدا، اين اقامتگاه سواران ايشان و كشتارگاه آنهاست. به ايشان عرض شد: يا امير المؤمنين! اين چه محلّى است؟ حضرت (ع) فرمود: اين كربلاست كه جماعتى در آن به قتل مىرسند كه بىحساب به بهشت درآيند، و سپس به راه خود ادامه داد و مردم تأويل اين سخن را نمىدانستند تا كار حسين بدان جا رسيد كه رسيد[٤].- و از آن جمله است پيشگويى حضرت (ع) نسبت به آبادانى بغداد و سلطنت بنى عبّاس و بيان اوضاع ايشان و گرفته شدن سلطنت ايشان به دست مغولها. پدرم
[١] نهج الحق/ ٢٤٣.
[٢] ارشاد مفيد/ ١٧٣+ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد/ ٢٨٧.
[٣] همان/ ١٧٤+ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ١٠/ ١٥.
[٤] همان/ ١٧٥+ بحار الانوار ٤١/ ٢٨٦.