کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٩٨ - مبحث دوم علم
با ما شريك است كه در همين قسمت هم او از ما داناتر مىباشد[١]- و اخبار در اين مورد بيش از آن است كه شماره شود.
دهم: اينكه حضرت (ع) پس از رحلت پيامبر ٦، پيش از هر كس ديگر به گردآورى قرآن پرداخت.
ابو المؤيد[٢]- به اسناد خود كه به على (ع) مىرسد گفته است كه حضرت (ع) فرمود:
چون پيامبر اكرم ٦ رحلت كرد سوگند خوردم ردا از دوش بر ننهم تا زمانى كه قرآن را گرد آورم، پس ردا از دوش برننهادم تا آن هنگام كه قرآن را جمع آورى كردم. حضرت (ع) تفسير قرآن را به مردم آموخت و در اين ميان ابن عبّاس از ديگر مردم بيشتر بهره داشت.
يازدهم: مسائل شگفت آن حضرت (ع) كه گواه كمال دانش او و فضل سرشار حضرت ايشان (ع) است: از آن جمله مىباشد كه: روزى دو نفر نزد ايشان آمدند و اظهار داشتند كه در راهى مىرفتهاند. با يكى از آنها پنج گرده نان و با ديگرى سه گرده نان بوده است. همين كه به خوردن مشغول شدند شخص سومى به آنها پيوسته و با آنها به خوردن پرداخت، پس چون از خوردن فارغ شدند آن مرد سوم در عوض هم خوراك شدن با آن دو، هشت درهم به ايشان داده است، آن كه گرده نان بيشتر داشته پنج درهم طلب كرده، ولى آن كه گرده نان كمتر داشته اين تقسيم را نپذيرفته است.
دعوا نزد على (ع) بردند. حضرت (ع) به آن كه صاحب گرده نان كمتر بود فرمود:
دوستت به انصاف سخن گفته است. آن مرد گفت: من جز حقّم را كه بيش از سه درهم است نمىستانم و من خواهان تلخى حقّم. حضرت (ع) فرمود: اگر چنين است به تو يك درهم مىرسد، زيرا هر يك از شما دو گرده و يك سوم گرده نان خورده است، پس آن چه از نان تو باقى مىماند يك سوم گرده است كه آن مرد سوم آن را خورده است، در حالى كه همان مرد از نان دوست تو دو نان و يك سوم نان خورده است، پس براى هر سه يك از گرده نان، يك درهم تعلّق مىگيرد[٣].-
[١] همان/ ٤٨. در همين صفحه، حديث مشابه ديگرى نيز يافت مىشود.
[٢] همان/ ٤٩.
[٣] الاستيعاب ٢/ ٤٦٢.