کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٢٤ - مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)
______________________________
زيرا
پيامبر ٦ در روايت عبد الملك بن جابر فرموده است همه آنها از بنى هاشم هستند، و
مسكوت گذاشتن اين سخن پيامبر ٦ اين روايت را تقويت مىكند، زيرا آنها خلافت بنى
هاشم را دوست نمىداشتند، چنان كه اين حديث را نمىتوان بر سلاطين عبّاسى حمل كرد
كه شمار آنها نيز از دوازده تن بيشتر بوده است و اعتنايى به اين آيه كريمه: قُلْ لا
أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى و حديث كساء
نداشتهاند. پس ناگزير بايد اين حديث را بر دوازده امام اهل بيت و عترت پيامبر ٦
حمل كرد، زيرا آنها داناترين و بزرگوارترين و پاكدامنترين و پرهيزكارترين
شخصيتهاى زمان خود بودهاند كه نسبشان از همه والاتر و حسبشان از همه گرانقدرتر
بوده است، نزد خداوند گرامىترين افراد به شمار مىآمدهاند و علومى كه از
پدرانشان برگرفته بودند از راه وراثت و لدنى بودن به جدّشان پيامبر ٦ مىرسد و
اهل علم و تحقيق و اهل كشف و تدقيق آنها را معرفى كردهاند. حديث ثقلين و احاديث
آمده در اين كتاب و كتابهاى ديگر تأييد مىكنند و گواهى مىدهند كه مقصود پيامبر
٦، دوازده تن از اهل بيتش بوده است، و مقصود پيامبر ٦ در روايت جابر بن سمره
كه: «همه امّت بر آنها همداستان خواهند شد» اين است كه همه امّت به هنگام ظهور
قائم آنها مهدى- رضى اللَّه عنه- به امامت همه آنها اعتراف خواهند كرد.» اربلى
در كشف الغمه ١/ ٥٨ چنان كه علم اليقين ١/ ٤١٥- ٤١٤ از او نقل مىكند مىگويد:
«اين كه امامان (ع) از خلافت منع شدند و از منصبى كه خدا بر ايشان برگزيده بود كنار نهاده شدند و افراد ديگرى در برابر آنها به صحنه آمدند، خدشهاى به مسأله وارد نمىكند، چنان كه تكذيب مكذّبان به نبوّت پيامبران خدشهاى وارد نكرد و به سبب انحراف منحرفان، ترديدى به دل آنها راه نيافت و وارد كردن اشكال از سوى جمعى چهره نيكوى آنها را نيالود و مخالفت دشمنان و اعلان جنگ آنها و سركشى آشكار اين جماعت، گردى بر شرافت اين بزرگواران ننشاند.» شيخ مظفّر در دلائل الصدق ٢/ ٤٩٥- ٤٨٨ اين سخن را روشن مىكند كه ما چكيدهاى از آن را بيان مىكنيم:
«پيامبر ٦ فرمود: پيوسته خلافت در ميان قريش خواهد بود تا زمانى كه از مردم تنها دو تن باقى بمانند.
مقصود از اين سخن، حصر امامت شرعى است در قريش مادامى كه مردم برقرارند نه سلطه ظاهرى كه بيشتر از آن غير قرشيان بوده است، و اين خود قرينهاى است بر آن كه مقصود از حديث اوّل، حصر خلفاى شرعى است در دوازده تن كه جز با مذهب ما راست نمىآيد.».