کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٢٥ - مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)
______________________________
او
همچنين مىگويد:
«آنها بنا به اين نص پيامبر ٦ خليفه هستند: به شمار پيشوايان بنى اسرائيل و پيشوايان آنها هم بنا به نصّ قرآنى، خليفه بودهاند: وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً [مائده/ ١٢؛]، با وجود آن كه سؤال صحابه از پيامبر ٦ پيرامون خلفايى بوده است كه با نصّ، سر كار مىآيند نه آن كه بر مردم امارت مىيابند يا بر آنها چيره مىشوند، زيرا اين سؤال براى مردم مهم نبوده است، چرا كه امارت يافتن بر مردم و چيرگى سلاطين معمولا بر دين استوار نيست تا پرسش از آن براى صحابه مهم باشد و سلاطين بلا نص و شمار آنها نيازى به پرسش ندارد، زيرا عادت، بر وجود چنين افرادى جارى است و در عدد خاصّى منحصر نيستند. پس روشن مىشود كه پرسش، پيرامون خلفاى منصوص عليهم است و پاسخ پيامبر ٦ هم در باره آنهاست. اين كه خلفاى دوازدهگانه منصوص عليهم غير از امامان ما (ع) است گويندهاى ندارد، پس مقصود از دوازده امام در اين حديث تنها ايشان هستند.» او در توضيح سخن اربلى توضيحى دارد:
«همان گونه كه صحيح نيست گفته شود نبوّت پيامبر بر كنار از عملكرد سودى ندارد صحيح نخواهد بود اگر گفته شود امامت امام بر كنار از عملكرد سودى ندارد، زيرا فايده، تنها در عملكرد منحصر نيست، زيرا وجود آنها كافى است تا حجّت، روشن گردد و راه، نمايانده شود و دانش، گسترده گردد، و حتّى اگر امكان اين را هم نيابند فايده آنها اين است كه وجودشان حجّت خداست بر بندگان و دفعكننده عذر آنها، چنان كه خداوند در شأن پيامبران مىفرمايد: لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ [نساء/ ١٦٥؛]، پس همان گونه كه پيامبر، حجّتى است كه نبوّتش با حبس يا عدم حضورش باطل نمىگردد همان گونه كه پيامبر ما در غار پنهان شد و موسى از قومش كناره گرفت، امام نيز چنين است و طول غيبت يا انحصارش به يك فرقه و گروه، تأثيرى بر مسأله نمىنهد.» بنگريد به سخن سيّد مرتضى عسكرى در معالم المدرستين ١/ ٣٤١- ٣٣٦.
او در همين مأخذ ١/ ٣٣٠ مىگويد:
«رسول خدا ٦ در روايات خود بر امامت امام اوّل على بن ابى طالب (ع) بيش از ديگر ائمه تأكيد كرده است و به امام آخر حضرت مهدى (عج) بشارت داده فرموده است كه شمار امامان دوازده تن است. زيرا اگر امام اوّل و آخر و شمار آنها اثبات گردد ديگر جايى براى ترديد در اين باقى نمىماند كه اين دوازده امام كيانند كه نخستينشان امام على و آخرينشان حضرت مهدى- سلام اللَّه عليهم اجمعين- است.» او پس از آوردن پارهاى از الفاظ اين حديث در همين مأخذ/ ٣٣٦ مىگويد:
.