کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٧٨ - مبحث دوم در جهاد
گفتند: بايد او انتخاب شود و او را به حكميت برگزيدند. عمرو بن عاص، ابو موسى را فريفت و او را واداشت تا امير المؤمنين را بر كنار كند و در برابر، او نيز معاويه را خلع كند.
و از ابو موسى تقاضا كرد از آن جا كه سنّ بيشترى دارد در اين كار پيشقدم شود.
ابو موسى نيز چنين كرد و سپس از عمرو خواست تا او نيز چنين كند. عمرو برخاست و خلافت را به معاويه داد و ابو موسى او را نكوهيد و يك ديگر را نفرين كردند.
در اين جنگ ابو اليقظان عمّار بن ياسر كشته شد. پيامبر ٦ در باره او فرموده بود:
عمّار در برابر ديدگان من، دلير و شكيباست و گروه ستمگر و سركش او را مىكشند.
ابو عاديه مزنى او را بكشت. او با نيزه خود عمّار ياسر را زخمى كرد و پس از آن كه وى بر زمين افتاد ابن جونى سكسكى، سر او را ببريد. عمّار در آن روز نود و چهار ساله بود.
ابو سعيد خدرى مىگويد: ما مشغول ساختن مسجد بوديم و هر يك، يك آجر حمل مىكرديم در حالى كه عمّار دو تا دو تا آجر مىآورد. پيامبر ٦ او را ديد و خاك از سر و صورت عمّار زدود و فرمود: اى عمّار! آيا همچون دوستانت نمىخواهى يك آجر حمل كنى؟ عمّار گفت: من پاداش آن را از خداوند تعالى مىخواهم. حضرت ٦ غبار از پيكر او زدود و فرمود: افسوس بر تو اى عمّار كه گروهى ستمگر تو را خواهند كشت، تو آنها را به بهشت فرا مىخوانى و آنها تو را به دوزخ[١].
علقمه و اسود مىگويند: نزد ابو ايّوب انصارى آمديم و گفتيم: اى ابو ايّوب! خداوند با پيامبرش تو را بزرگ داشت، چه، به شتر او وحى كرد تا بر در خانه تو بنشيند و پيامبر به
[١] ابن بطريق در عمده/ ٣٢٥ مىگويد:
« اين اخبار صحيح- را كه نمىتوان آنها را مخدوش كرد چرا كه اگر چنين چيزى ممكن باشد اخبار صحيح ديگر را مىشود خدشه دار كرد و اين موجب مىشود ديگر اخبار باطل گردد و اين، امرى است كه هيچ خردمندى بدان باور ندارد و هيچ صاحب بصيرتى بدان حكم نكند- گواهى مىدهد گروهى كه عمّار بدان مىخواند اهل بهشت هستند و گروهى كه با عمّار مىجنگيدند يا او را كشتند همان گروه ستمگر مىباشند و گروه جهنّمى، و بدون هيچ اختلافى در ميان امّت، معاويه و دار و دسته او، قاتلان عمّار در جنگ صفّين هستند و عمّار از گروه امير المؤمنين( ع) بود».
بنگريد به سخن اسكافى در المعيار و الموازنة/ ١٣٦.