کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٠٧ - مبحث سوم خبر دادن از غيب
و پيراهنش را بدريد و در كتفش غدّهاى يافت همچون سينه زنان كه بر روى آن موى روييده بود، اگر اين غدّه را مىكشيدند كتف هم با او كشيده مىشد و اگر آن را رها مىكردند غدّه هم با آن رها مىشد.
و از آن جمله است آن چه جندب بن عبيد اللَّه ازدىّ روايت كرده مىگويد: سوارى نزد امير المؤمنين (ع) آمد و عرض كرد: جماعت از نهر گذشتهاند. حضرت (ع) فرمود: هرگز آنها از نهر عبور نكردهاند. آن مرد گفت: چنين است، به خدا سوگند آنها از نهر گذشتهاند. حضرت فرمود: خير، آنها از نهر نگذشتهاند. مرد ديگرى آمد و خبر از عبور آنها از نهر داد و گفت: پيش از آن كه بيايم در اين سوى نهر پرچمها و تجهيزات آنها را ديدم. حضرت (ع) فرمود: به خدا سوگند آنها چنين نكردهاند و آن جا كشتارگاه ايشان خواهد بود. جندب مىگويد: با خود گفتم اگر امر چنان باشد كه اين جماعت مىگويند نخستين كسى خواهم بود كه با على به ستيز برمىخيزد و اگر چنان باشد كه على گويد در جنگ در كنار او باقى خواهم ماند. سپس به همراه حضرت (ع) به سوى ستونهاى نظامى رفتيم و ديديم وضع چنان است كه حضرت (ع) فرموده بود[١].- و از آن جمله است پيشگويى حضرت (ع) نسبت به كشته شدن خويش. حضرت فرمود: به خدا سوگند اين از اين خونرنگ خواهد شد و با دست اشاره به سر و ريشش كرد[٢].- و از آن جمله است پيشگويى حضرت (ع) نسبت به بر صليب كشاندن جويرية بن مسهّر پس از قطع دو دست و دو پايش. پس زياد در روزگار معاويه دو دست و دو پاى او را قطع كرد و او را بر صليب كشيد[٣].- و از آن جمله است پيشگويى حضرت (ع) نسبت به مصلوب شدن ميثم تمّار و مجروح كردن او با سر نيزه در حالى كه دهمين نفر خواهد بود و بر سر در عمرو بن حريث
[١] اين حديث را در احقاق الحق ٨/ ٨٨ و ٩٢ به نقل از كامل ابن اثير ٣/ ١٧٤ و الفخري طقطقى/ ٧٩ روايت كرده است. نيز همين حديث در مروج الذهب ٢/ ٤٠٥- ٤٠٦ يافت مىشود.
[٢] ارشاد مفيد/ ١٦٨+ مقاتل الطالبيين/ ٣١+ اسد الغابة ٤/ ٣٥.
[٣] همان/ ١٧٠+ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ٢/ ٢٩١.