الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٤٢ - (باب - ١٦)(رواياتى كه از تعيين وقت و نام بردن حضرت صاحب الامر جلوگيرى كرده است)
پرچم فرزندان جعفر چيز مهمّى نيست و بچيز مهمّى هم نمىانجامد.
(١) من كه از همه مردم باو نزديكتر بودم خشمناك شدم و گفتم: فدايت شوم پيش از پرچمهاى شما پرچمهائى خواهد بود؟ گفت: آرى بخدا قسم بنى مرداس[١] را حكومت آمادهئى خواهد بود كه در دوران حكومتشان هيچ خيرى نخواهند ديد حكومتى پر مشقّت كه هيچ آسايش در آن نباشد بهر چه دور است نزديك شوند و از هر چه نزديك است دور تا همين كه از مكر خدا و شكنجهاش آسوده خاطر ميشوند[٢]
[١] علّامه مجلسىّ( ره) فرموده است كه: بنى مرداس كنايه از بنى عبّاس است چون در ميان اصحاب رسول خدا شخصى بوده كه او را عبّاس بن مرداس ميگفتند پايان، و من ميگويم آن شخص عبّاس بن مرداس بن ابى عامر بن حارثه است كه كنيهاش ابا الهيثم بود اندكى پيش از فتح مكّه اسلام آورد و در فتح مكّه حاضر بود و او از مؤلّفة قلوبهم ميباشد.
ابن سعد در طبقات در طبقه خندفيّين ذكرش كرده است او از روزى شهرت يافت كه رسول خدا٦ بعيينة بن حصين و اقرع بن حابس در حنين از غنايم بيشتر داد تا او خطاب به پيغمبر اين اشعار را سرود:
\sُ أ تجعل نهبى و نهب العبيد\z بين عيينة و الاقرع\z فما كان حصن و لا حابس\z يفوقان مرداس في مجمع\z و ما كنت دون امرئ منهما\z و من تضع اليوم لا يرفع\z\E آيا سهم مرا از سهم دو بنده كه عيينه و اقرع باشند كمتر ميدهى در صورتى كه حصن و حابس در اجتماع از مرداس برتر نبودند و من خودم نيز از آنان كمتر نيستم و كسى را كه تو امروز پست كنى ديگر سر بلند نخواهد شد تا آخر اشعار. پس رسول خدا فرمود: برويد و زبانش را ببريد پس در امتثال امر رسول خدا از غنائم آنقدر باو دادند كه راضى شد و او شاعر نيك و دلاورى مشهور بود و از كسانى بود كه در دوران جاهليّت شراب را حرام ميدانست. به او گفتند: چرا شراب نمىنوشى كه نيرو و جراتت را افزونى بخشد. گفت: نه چنينم كه بصبح سرور قومم باشم و بشب سفيه آنان گردم نه بخدا قسم هرگز باندرون من چيزى كه ميان من و عقلم حائل باشد داخل نخواهد شد.
[٢] در بعضى از نسخهها اضافه كرده كه( و اطمينان كردند كه حكومتشان زائل نخواهد شد).