الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٢٥ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
هيچ كس را بگردن او نه عقدى است و نه پيمانى و نه بيعتى.
(١) (فصل) از جمله چيزهائى كه موضوع غيبت را تأكيد ميكند و گواهى است بر حقانيّت و وجود آن و بر حيرتى كه بمردم در آن غيبت دست ميدهد و بر آنكه غيبت يك نوع ابتلا است كه بناچار بايد رخ دهد و كسى از آن نجات نمىيابد مگر آنكه بر سختى ابتلاء ثابت قدم باشد رواياتى است كه از امير المؤمنين ٧ در اين باره رسيده است بدين قرار: (٢) ١- (حديث كرد ما را باين حديث علىّ بن الحسين او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن يحيى عطّار او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن حسّان رازى از محمّد ابن علىّ كوفى و او از محمّد بن سنان و او از ابى الجارود و او از مزاحم عبدىّ و او از عكرمة بن صعصعة و او از پدرش كه گفت):
علىّ ٧ ميفرمود اين شيعه همواره همچون گله بز خواهند بود كه براى ستمگر زورگو بىتفاوت است كه دست روى كداميك ميگذارد (همچون قصّاب در انتخاب بز از گله براى سر بريدن) نه جايگاه بلندى خواهند داشت كه بآن پناهنده شوند و نه پشتيبانى كه در كارهاشان بآن دلگرم باشند.
(٣) ٢- (و خبر داد ما را علىّ بن الحسين با سند خودش از محمّد بن سنان و او از ابى الجارود كه گفت: حديث كرد ما را ابو بدر از عليم و او از سلمان فارسىّ- خداى تعالى رحمتش كند- كه او گفت):
مؤمنين همواره همچون بزهاى يك نواخت باشند كه ستمگر زورگو را بىتفاوت است كه دستاش را بر كدامين نهد نه در ميانشان جايگاه بلندى است كه بآن پناهنده شوند و نه پشتيبانى كه كارشان را بدلگرمى آن انجام دهند.
(٤) ٣- (و بهمين سند از ابى الجارود روايت است و او از عبد اللَّه شاعر يعنى