الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٧٥ - بودن آن حضرت فرزند زن اسير و فرزند برگزيده از كنيزان
اختلاف روايت).
(١) ٢٤- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را محمّد ابن مفضّل بن ابراهيم او گفت: حديث كرد مرا محمّد بن عبد اللَّه بن زراره از حارث ابن مغيره و ذريح محاربىّ كه آن دو گفتند):
(امام صادق) ابو عبد اللَّه ٧ فرمود: ميان ما و عرب بجز سر بريدن نمانده است- و با دست اشاره بگلويش كرد.
(٢) ٢٥- (خبر داد ما را علىّ بن حسين او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن يحيى عطّار او گفت: حديث كرد ما را حسّان رازىّ از محمّد بن علىّ صيرفىّ و او از محمّد ابن سنان و او از محمّد بن علىّ حلبىّ[١] و او از سدير صيرفىّ و او از):
مردى از اهل جزيره كه كنيزى را نذر كرده بود و بمكهاش آورده بود، آن شخص گويد: با پرده داران خانه تماس گرفته و داستان نذر كردن كنيز را با آنان در ميان گذاشتم بهر يك از آنان كه شرح ميدادم بمن ميگفت: كنيز را نزد من بيار تا خداوند نذرت را قبول كند، پس مرا وحشت سختى فرا گرفت و جريان را با يكى از اهل مكه كه از خود ما بود گفتم، او بمن گفت: از من مىپذيرى؟ گفتم: آرى.
گفت: نگاه كن آن مردى كه در رويا روى حجر الاسود مىنشيند و مردم گردش را گرفتهاند و او ابو جعفر محمّد بن علىّ بن الحسين عليهم السّلام است به نزد او برو و از اين كار آگاهش كن و به بين چه تو را ميگويد همان را رفتار كن.
گويد: بخدمت آن حضرت آمدم و عرض كردم: خداوند تو را رحمت كند من مردى از اهل جزيرهام و بهمراه كنيزى دارم كه او را بخانه خدا نذر كردهام بخاطر قسمى كه خورده بودم و اكنون آن كنيز را آوردهام و جريان را به پرده داران گفتم ديدم با هر يك كه تماسّ ميگيرم ميگويد: كنيز را نزد من آر تا نذرت را خداوند قبول
[١] در بعضى از نسخهها( محمّد بن علىّ حنفى) و در بعضى( محمّد بن علىّ خثعمى) است و هر دو غلط است.