الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٧٥ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
(هنگامى كه آنان را بينى اندامشان تو را خوش آيد و چون سخن گويند بسخنانشان گوش فرادهى)[١].
سپس همين منافقين پس از رسول خدا ماندند و خود را به پيشوايان ضلالت و داعيان بآتش از رهگذر تزوير و دروغ و بهتان نزديك كردند تا آنجا كه آن پيشوايان، فرمانداريها بدست اين منافقين سپردند و آنان را بر گردن مردم سوار كردند و بدست آنان دنيا را بكام خود كشيدند مردم هم كه هميشه تابع فرمانروايانند و دنيا طلب مگر آن كس كه خداى عزّ و جلّش نگهدارى فرمايد اين يكى از آن چهار نفر بود.
(١) ٢- مردى كه از رسول خدا چيزى شنيده ولى درست بياد نسپرده است و در آن باشتباه و سهو دچار شده است، نه آنكه از روى عمد دروغ بگويد، پس آنچه را كه از رسول خدا بدست دارد روايت ميكند و ميگويد: من از رسول خدا آن را شنيدم و اگر مردم بدانند كه در اين سخن اشتباه كرده است از او نمىپذيرند خود او هم اگر بداند دچار اشتباه شده است بدورش مىاندازد.
(٢) ٣- سوّمين مرد: از رسول خدا شنيده است كه حضرت بچيزى امر فرمود ولى بىاطّلاع است كه آن حضرت پس از امر، آن چيز را قدغن فرموده است، يا شنيده است كه حضرت چيزى را قدغن فرمود ولى خبر ندارد كه پس از آن بآن چيز امر فرموده است پس منسوخ: (نسخ شده) را بياد دارد ولى ناسخ (نسخكننده) را بياد ندارد، و اگر بداند كه منسوخ است بدورش مىاندازد، مردم هم اگر بهنگام شنيدن حديث از او بدانند كه منسوخ است بدورش مىاندازند.
(٣) ٤- چهارمين مرد: آنكه نه بخدا دروغ بسته و نه برسول او زيرا دروغ را خوش ندارد و از خدا ميترسد و رسول خدا را بزرگ ميشمارد و سهو هم نكرده
[١] آيه شريفه در تأييد بيان حضرت است در باره منافقين يعنى قيافههائى جذّاب و سخنانى شيرين دارند و مارهائى هستند خوش خط و خال: مترجم