الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٥٨ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
فكرم را نوزادى بخود مشغول كرده است كه از نسل من است او همان مهدى است كه زمين را از عدل و داد پر خواهد كرد همانسان كه از جور و ستم پر شده باشد از براى او روزهاى حيرت و غيبتى است كه گروهى در آن روزها گمراه ميشوند و گروهى ديگر رهنمون شوند.
گفتم يا امير المؤمنين اين حيرت و غيبت تا چه اندازه خواهد بود فرمود: مدّت زمانى. گفتم: اين كار بطور حتم شدنى است؟ فرمود: آرى هم چنان كه خود او حتما بايد آفريده شود. گفتم من بآن روز ميرسم؟ فرمود: اى اصبغ كجا تو را باين كار دسترسى هست آنان برگزيدگان اين امّتند كه بهمراه نيكوكاران اين عترت خواهند بود عرض كردم: پس از آن چه خواهد شد؟ فرمود: آنچه خدا بخواهد كه خدا را ارادهها و نتيجهها و پايان كارها است.
(١) ٥- (و حديث كرد مرا موسى بن محمّد قمّى أبو القاسم[١] در شيراز بسال ٣١٣ او گفت حديث كرد ما را سد بن عبد اللَّه اشعرى از بكر بن صالح و او از عبد الرّحمن سالم و او از ابى بصير و او از):
ابى عبد اللَّه جعفر بن محمّد عليهما السّلام كه فرمود: پدرم بجابر بن عبد اللَّه انصارىّ فرمود: مرا با تو كارى است هر وقت برايت دشوار نيست ميخواهم تنها با تو باشم و آن را بپرسم جابر عرض نمود هر وقت كه دوست داريد، روزى پدرم با جابر خلوت نمود و باو گفت: اى جابر داستان لوحى كه بدست فاطمه دختر رسول خدا ديدى چه بود؟ و مادرم فاطمه از آنچه در آن لوح نوشته شده بود چه گفت؟
جابر عرض كرد: خداى بىانباز را گواه مىگيرم كه در زمان رسول خدا ٦ روزى بقصد عرض تهنيت ولادت حسين ٧ بخدمت مادرت فاطمه عليها السّلام رسيدم بدستش صفحه سبزى ديدم كه بگمانم از زمرد بود
[١] او فرزند دختر سعد بن عبد اللَّه اشعرى است و در شيراز ساكن بود و نجاشى گويد:
او خود ثقه است و از ما است و كتاب الكمال في ابواب الشريعه تأليف او است.