الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٨٩ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
او گفت حديث كرد مرا پدرم او گفت: حديث كرد مرا قاسم بن هشام لؤلؤىّ از حسن بن محبوب و او از ابراهيم كرخىّ[١] كه گفت):
بخدمت ابى عبد اللَّه جعفر بن محمّد عليهما السّلام رسيدم و در محضرش نشسته بودم كه ناگاه ابو الحسن موسى كه هنوز پسر بچّهاى بود وارد شد من برخاستم و او را بوسيدم و نشستم.
امام صادق ٧ مرا فرمود: اى ابراهيم متوجّه باش كه او صاحب تو است پس از من و بهوش باش كه جمعى در باره او هلاك ميشوند و جمعى ديگر سعادتمند پس خدا لعنت كند كشنده او را او عذاب روحى او را چندين برابر كند هان كه خداى تعالى بطور حتم از نسل او بهترين فرد اهل زمين در زمان خود را بيرون خواهد آورد كه همنام جدّش ميباشد و وارث علم و احكام و قضاوتهاى او است و معدن امامت است و سر آمد در حكمت. ستمگر فلان خاندان او را خواهد كشت پس از آنكه بواسطه حسدى كه در باره او دارد كارهاى شگفت انگيز كم نظير انجام دهد ولى خداوند كار خود را بپايان ميرساند گرچه مشركان دوست نداشته باشند خداوند از نسل او دوازده امام راهبر را تكميل خواهد كرد امامانى كه بكرامت خود مخصوصشان كرده و در عالم قدس خويش جايگاهشان بخشيده است و كسى كه بانتظار امام دوازدهم باشد [و در برابر او شمشير بدست منتظر فرمان باشد] مانند كسى است كه در پيش روى
[١] او ابراهيم بن زياد كرخىّ است كه حسن بن محبوب سرّاد از او روايت ميكند و همين روايت دلالت بر آن دارد كه او فردى امامى خالص و خوش عقيده بوده است چنانچه از ذيل خبر استفاده مىشود گر چه هيچ يك از دانشمندان علم رجال در تعريف و يا انتقاد از روى سخنى نگفتهاند.