الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٧١ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
در اينجا ذكر روايتى مناسب است كه كراجكىّ در كنز الفوائد آورده است و آن اينكه: ابو حنيفه با امام صادق ٧ غذائى خورد، و چون امام دست از غذا كشيد فرمود
الحمد للَّه ربّ العالمين
بار الها اين نعمت از تو و از رسول تو است. ابو حنيفه عرض كرد: با خدا شريك قرار دادى؟ حضرت فرمود: واى بر تو خدا در قرآن ميفرمايد وَ ما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ يعنى (آنان اعتراضى جز اين نداشتند كه خدا و رسولش آنان را از فضل خود بىنياز كرده بودند) و در جاى ديگر ميفرمايد وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ يعنى (اگر آنان بآنچه خدا و رسول بآنان داده است راضى ميبودند و ميگفتند خدا ما را بس است بزودى خدا و رسولش از فضل خود بما خواهند داد) ابو حنيفه گفت: بخدا قسم گوئى من اين دو آيه را از قرآن هرگز نخوانده بودم و نشنيده بودم مگر همين الآن] (١) ٩- (خبر داد ما را عبد اللَّه بن يونس او گفت: حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن رباح زهرىّ از احمد بن علىّ حميرى و او از حسن بن ايّوب و او از عبد الكريم بن عمر و خثعمى و او از محمّد بن عصام او گفت: حديث كرد مرا مفضّل بن عمر گفت):
در محضر ابى عبد اللَّه امام صادق ٧ بودم و كس ديگر نيز با من بود بما فرمود: مبادا مشهور كنيد- يعنى نام قائم ٧ را- و بنظر من مخاطب آن حضرت ديگرى بود نه من.
پس فرمود: اى ابا عبد اللَّه مبادا مشهور كنيد بخدا سوگند بطور حتم مدّت زمانى غايب خواهد شد و نامش از زبانها خواهد افتاد تا آنجا كه گفته شود مرد؟
يا هلاك شد؟ آيا كدام بيابان را پيمود؟ و ديدگان مؤمنين بر فراقش اشكها خواهد ريخت، و مردم همچون كشتى كه در دست امواج خروشان دريا زير و رو مىشود زير و رو خواهند شد تا آنكه نجات نيابد مگر آن كسى كه خداوند پيمان از او گرفته و ايمان را در دل او نوشته و او را بواسطه روحى كه از جانب خدا است تأييد كرده