الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٥٩ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
خود و او از مفضّل بن عمر او گفت):
ابو عبد اللَّه (امام صادق) ٧ فرمود: اگر يك خبر را خوب درك كنى بهتر از ده خبر است كه باز گوى آنها باشى همانا هر حقى حقيقتى دارد و هر صوابى را نورى هست. سپس فرمود: بخدا قسم كه ما مرد شيعى خودمان را بشمار فقيه و چيز فهم نمىآوريم تا آنكه با او برمز و كنايه حرف بزنيم و او معناى رمز و كنايه ما را بفهمد كه امير المؤمنين بر منبر كوفه فرمود: در پشت سر شما فتنههائى است تاريك و كورى آفرين و بىنور و از آن فتنهها بجز (نومه)[١] نجات نمىيابد.
عرض شد يا امير المؤمنين (نومه) چيست؟ فرمود: كسى كه مردم را بشناسد ولى مردم او را نشناسند و بدانيد كه زمين از حجّت خدا خالى نمىماند ولى خداوند بزودى مردم را بخاطر ستم و تعدّى و اسراف بر خودشان از ديدار او كور خواهد كرد و اگر زمين يك ساعت از حجّت خدا خالى بماند اهل خود را فرو مىبرد، ولى آن حجّت خدا مردم را مىشناسد و مردم او را نمىشناسند همان طور كه يوسف مردم را مىشناخت ولى آنان او را نمىشناختند سپس اين آيه را تلاوت فرمود يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ، يس: ٣٠): چه حسرتى بندگان را كه هيچ فرستاده براى آنان نيامد مگر آنكه او را مسخره ميكردند.
(١) ٣- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد ابن عقده كوفىّ او گفت: حديث
[١] در النهايه: ماده( نوم) گويد: در حديث علىّ ٧ است كه آن حضرت بياد آخر زمان و فتنههايش افتاد سپس فرمود: بهترين اهل آن زمان هر مؤمنى است كه نومه باشد بر وزن همزه يعنى كسى كه بيادش نباشند و اعتنايش نكنند و گفته شده كه معنايش كسى است كه در اجتماع بد و بدان را نشناسد و گفته شده كه نومه( با حركت واو) بمعناى پر خواب است و اما آنچه بمعناى از ياد رفته در اجتماع است آن( نومه) با سكون واو است و از قبيل اول است حديث ابن عبّاس كه بعلىّ ٧ عرض كرد: نومه چيست؟ فرمود: كسى كه بهنگام فتنه خاموش است و چيزى از او بروز نكند.