الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٦٠ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
كرد ما را احمد بن محمّد دينورىّ، او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن حسن كوفىّ از عميره دختر اوس او گفت: حديث كرد مرا جدّم حصين بن عبد الرحمن[١] از پدرش و او از جدّش عمرو بن سعد و او از):
امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ٧ كه آن حضرت روزى بحذيفه بن يمان فرمود: اى حذيفه بمردم آنچه را كه نمىدانند: (نمىفهمند) مگو كه طغيان ميكنند و كافر ميشوند كه پارهاى از دانشها سخت است و بارى است سنگين كه اگر بر كوههايش نهى از كشيدن آن ناتوانند همانا بهمين زودى دانش با اهل بيت انكار خواهد شد و باطلش خواهند پنداشت و بازگويانش كشته خواهند شد و با كسى كه دانش ما را بخواند بد رفتارى خواهد شد از راه ظلم و حسد بر آنچه خداوند بعترت وصى يعنى وصى پيغمبر تفضّل فرموده است.
اى فرزند يمان همانا كه پيغمبر ٦ آب دهان خود را بدهان من انداخت و دستاش را بر سينه من كشيد و عرض كرد بار الها خليفه مرا و وصى مرا و پرداختكننده قرض مرا و بجا رساننده وعده و امانت مرا و ولىّ مرا و ياور مرا عليه دشمن تو و دشمن من، و زداينده غبار اندوه از چهره مرا عطا فرما آنچه را كه بآدم عطا فرمودهاى از دانش و آنچه را كه بنوح عطا فرمودهاى از برد بارى و آنچه را كه بابراهيم دادهاى از اولاد پاك و بزرگوارى و آنچه را كه عطا فرمودهاى بايّوب از شكيبائى در بلا و گرفتارى و آنچه را كه عطا فرمودهاى بداود از پايدارى در نبرد با همگنان و آنچه را كه عطا فرمودهاى بسليمان از فهم.
بار الها چيزى از دنيا را از ديدگاه على پنهان مدار تا همه دنيا را در پيش ديدگان او مانند سفره كوچكى كه در جلوش گسترده باشد قرار دهى. (١) بار الها دليرى موسى
[١] در بعضى از نسخهها چنين است:( از غمره دختر اوس كه گفت: حديث كرد مرا جدم حصين از عبد الرّحمن و او از پدرش- تا آخر) و روشن نشد كه نام اين زن غمره است يا عميرة ولى ظاهرا جدّش همان حصين بن عبد الرحمن بن عمرو بن سعد بن معاذ اشهلى است كه در التقريب و التهذيب عنوان شده است.