الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٤٢ - باب ١٢(آنچه بشيعه ميرسد از آزمايش و پراكندگى و اختلاف در)(زمان غيبت تا آنجا كه كسى حقيقتا باقى نمىماند بجز همان)(اندكى كه امامان توصيفشان فرمودهاند)
و او از مسكين رحّال و او از علىّ بن ابى المغيره و او از عميره دختر نفيل كه گفت):
شنيدم حسين بن علىّ (عليهما السّلام) ميفرمود [و در بعضى از نسخهها حسن ابن علىّ است]: كارى كه شما بانتظارش هستيد نخواهد شد تا آنكه شما از يك ديگر بيزارى جوئيد و يكى بر رخ ديگرى آب دهن بيندازد و بعضى گواهى بر كفر ديگرى دهد و يكى آن ديگر را لعن كند. عرض كردم: در چنين دوران خيرى وجود ندارد؟
حسين ٧ فرمود: همه خير در آن روزگار است كه قائم ما قيام ميكند و همه اينها را از ميان برميدارد.
(١) ١٠- (خبر داد ما را علىّ بن احمد و گفت: خبر داد ما را عبيد اللَّه بن موسى علوىّ از حسن بن علىّ و او از عبد اللَّه بن جبله و او از بعضى از رجال حديثش و او از):
ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ كه فرمود: اين كار نخواهد شد تا آنگاه كه بعضى از شما بر رخ بعضى ديگر تف كند، و تا آنگاه كه بعضى از شما بعضى ديگر را لعن كند، و تا آنگاه كه بعضى از شما بعضى ديگر را دروغگويان و دروغ پردازان بنامند.
(٢) ١١- (و خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن حسن تيملى او گفت: حديث كرد ما را محمّد و احمد فرزندان حسن[١] از پدرشان و او از ثعلبة بن ميمون و او از ابى كهمس و او از عمران بن ميثم و او از مالك ابن ضمره كه گفت):
امير المؤمنين ٧ فرمود: اى مالك بن ضمره چگونه خواهى بود هنگامى كه شيعه، اين چنين (و انگشتهايش را در ميان يك ديگر كرد و درهم و برهم نمود) با هم اختلاف كنند. عرض كردم: يا امير المؤمنين در چنين هنگام خيرى وجود نخواهد داشت. فرمود: اى مالك همه خير در آن هنگام است زيرا كه قائم
[١] محمّد و احمد فرزندان حسن بن علىّ بن فضّالند كه برادرشان علىّ بن حسن از آن دو روايت ميكند و ما در مقدمه از آنان ياد كرديم.