الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٤٨ - (باب - ٧)(روايات در باره كسى كه در يكى از امامان شك كند و يا شبى بر او)(بگذرد كه در آن شب امام خودش را نشناسد و يا آنكه دينى)(را براى خدا بپذيرد بدون آنكه امامى از طرف خدا داشته باشد)
بر يك نفر اجتماع كردند من نيز آن وقت بگفته آن يك نفر عمل ميكنم ولى من از پيش ميدانستم كه امر امامت در ميان آنان است.
فرمود: اگر با اين عقيده بميرد بمرگ جاهليّت از دنيا رفته است. سپس فرمود:
قرآن را تأويلى است كه همچون شب و روز در جريان است و مانند خورشيد و ماه در جريان است كه هر وقت تأويل چيزى از قرآن فرا رسد وقوع مىيابد پس بعضى از آن تأويلات فرا رسيده است و بعضى نرسيده است.
[شرح مجلسىّ رحمه اللَّه ميفرمايد: شايد معناى روايت چنين باشد كه آنچه ما از بطون قرآن و تأويلاتش ميدانيم بايد هر يك از آنها بوقت خودش واقع شود و از جمله تأويلات آنكه مردم بر گرد يك امام در زمان امام قائم جمع ميشوند و هنوز وقت آن نرسيده است يا آنكه معنا چنين است: كه قرآن دلالت دارد بر اينكه هيچ زمانى از امام خالى نميشود و چارهاى نيست كه بايد چنين باشد پس بعضى از امامان در گذشته است و بعضى ديگر پس از اين خواهد آمد- پايان نقل از مجلسىّ.
مترجم گويد: هر دو توجيه مرحوم مجلسىّ از روايت شريفه بسيار بعيد و غير مناسب است و آنچه بنظر اين ناچيز ميرسد و اللَّه اعلم آنست كه مقصود حضرت از اينكه فرمود هر كس باين عقيده بميرد مرگش مرگ جاهليّت است، آنست كه منصب امامت منصبى نيست كه با اجماع و اختيار تعيين شود هر چند اجماعكنندگان و اختياركنندگان از خاندان هاشم و يا بنى فاطمه باشند و اگر كسى معتقد باشد كه بايد بنى هاشم و يا اولاد پيغمبر جمع شوند و يكى را و لو از ميان خودشان انتخاب كنند براى امامت اين عقيده با عقيده ديگران كه امامشان منتخب از تيم وعدى است هيچ فرق ندارد بلكه بايد معتقد بود كه امامان افرادى معيّن و مشخّص هستند كه از طرف خداوند منصوب بامامت ميباشند خواه خاندان بنى هاشم امامت آنان را به پذيرند خواه نه پذيرند.