الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٦٢ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
از اسلام بيرون روند و در كورى و سرگردانى و گمراهى داخل شوند.
(١) اى بنى اميّه تو را چه شده است؟ اى بنى اميه هرگز هدايت نشوى. اى بنى عبّاس تو را چه شده است؟ اى مرگ بر تو كه در ميان بنى اميّه بجز ستمگر نيست، و در ميان بنى عبّاس بجز متجاوزى كه با گناهان بر خدا تمرّد كند كسى نيست كشندگان فرزندان منند و پرده دران حرمت من، پس هميشه اين امّت را ستمكاران تشكيل خواهند داد كه بر حرام دنيا همچون سگان با يك ديگر بستيزند و در درياهاى هلاكتها و گودالهاى خون فرو خواهند رفت تا آنگاه كه غايبشونده از فرزندان من از چشم مردم پنهان گشته و مردم بجوش و خروش افتادند كه آيا او در دسترس نيست؟ يا آنكه كشته شده است؟ يا آنكه از دنيا رفته است؟
در اين هنگام چهره فتنه نمودار شود و بلا فرود آيد و آتش جنگ قبيلهاى زبانه كشد مردم در دينشان تند روى كنند و همگى يك صدا شوند بر اينكه حجّت از ميان رفته و امامت باطل شده است و در آن سال حاجيان چه شيعه علىّ و چه ناصبى بدان منظور بحجّ روند كه از يادگار گذشتگان خبرى بگيرند ولى نه اثرى از او مىبينند و نه خبرى و بازماندهاى از او مىشناسند.
چون چنين شود شيعه علىّ از دشمنان خود فحشها ميشنود و بدكاران و تبهكاران در گفت و شنودى كه با شيعيان دارند پيروز ميشوند تا آنجا كه امّت، حيران و سرگردان و وحشت زده مىشود و اين سخن بر سر زبانها فراوان گفته مىشود: كه حجّت از ميان رفت و امامت باطل شد. ولى به پروردگار علىّ سوگند كه همان وقت حجّت امّت بر پا است و در كوچههايش رفت و آمد ميكند و بخانهها و كاخهايش داخل مىشود و در خاور و باختر بگردش است سخن مردم را ميشنود و بر جماعتشان سلام ميكند مىبيند و ديده نمىشود تا وقت و وعدهاش فرا رسد و منادى از آسمان ندا دهد (هان كه امروز روز شادى فرزندان و شيعيان علىّ است).
(٢) و در اين حديث عجائبى است و شواهدى بر حقّانيت آنچه اماميّه بآن معتقد