الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٦٥ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
و او از سليم بن قيس):
و اين روايت را از غير اين سندها خبر داد بما هارون بن محمّد او گفت:
حديث كرد مرا احمد بن عبيد اللَّه بن جعفر بن معلّى همدانىّ او گفت: حديث كرد مرا ابو الحسن عمر و بن جامع بن عمرو بن حرب كندىّ[١] او گفت: حديث كرد ما را عبد اللَّه بن مبارك كه شيخ ما بود از اهل كوفه و ثقه بود[٢] او گفت حديث كرد ما را عبد الرزاق بن همّام شيخ ما از معمر و او از ابان بن عيّاش و او از سليم بن قيس هلالىّ.
(و ابان گفته است كه او اين روايت را از عمر بن ابى سلمه نيز شنيده است معمر گويد ابو هارون عبدى ياد آور شد كه او نيز اين روايت را از عمر بن سلمه شنيده است و او از سليم) كه هنگامى كه ما در ركاب امير المؤمنين در صفّين بوديم و معاويه ابو الدّرداء و ابو هريره را خواست و پيامى توسّط آنان بامير المؤمنين داد و آنان پيام معاويه را بعلىّ رساندند حضرت فرمود: شما پيامى كه معاويه بوسيله شما داده بود رسانديد حال، گوش بسخن من فرا دهيد و پيام مرا نيز باو برسانيد عرض كردند: بلى.
(١) پس حضرت آن پاسخ طولانى را داد تا سخن رسيد بداستان غدير و نصب
[١] در باره عبد الرّزاق بن همّام در پيش سخن گفته شد و اما معمر بن راشد ازدى است ولى مولا است، ابن حجر در تقريب عنوانش كرده و صفىّ خزرجىّ در تهذيب الكمال، و گفتهاند كه اوثقه و خوش حافظه و صالح و فاضل بوده است و امّا ابان و سليم از مشهوريناند كه ترجمهشان در همه كتابهاى شيعه و عمده كتابهاى عامّه موجود است.
[٢] عبد اللَّه بن مبارك را ابن حجر در تهذيب عنوان كرده است و از جمعى از اعلام نقل كرده است كه گفتهاند او عالم، فقيه، عابد، زاهد، شيخ، شجاع، زيرك نگهدار حديث و ثقه بوده است و اين معين گويد: او عالمى بود صحيح الحديث و كتابهائى كه او حديث نموده است بيست هزار و يا بيست و يك هزار بوده است و خطيب درج ١٠ ص ١٥٢ از تاريخش او را عنوان كرده و در شأن او سخن بدرازا گفته است و گفته است كه او عالم ربّانى بود و موصوف بحفظ و زهد ولى عبد الرزّاق را از راويان او ذكر كرده است و شايد عبد الرزّاق ديگرى باشد.