الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٨٠ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
جزء بهترين آن دو دسته قرار داد پس آن دسته را سه شعبه كرد و مرا در بهترين آن سه شعبه و بهترين قبيلهها قرار داد، سپس آن را بخوانوادهها تقسيم كرد و مرا در بهترين خاندان قرار داد تا آنكه چكيده اهل بيتم و عترتم و فرزندان پدرم من شدم و برادرم علىّ بن ابى طالب، خداوند [سبحان] بر مردم روى زمين نگاهى انداخت و مرا از آنان برگزيد، سپس نگاهى ديگر انداخت پس علىّ را برگزيد كه برادر من و وزير من و وارث من و وصىّ من و خليفه من است در امّتم و ولىّ هر مؤمنى است پس از من هر كس او را دوست بدارد خداى را دوست داشته و هر كس او را دشمن بدارد خدا را دشمن داشته است او را دوست نميدارد مگر هر فردى كه مؤمن باشد و او را دشمن نميدارد مگر هر فردى كه كافر باشد، او پس از من ستون زمين است و بند آهنين آن او كلمه تقوا است و ريسمان محكم الهى است (مردم ميخواهند كه نور خدا را خاموش كنند ولى خدا نميگذارد مگر آنكه نورش را به پايان برساند) دشمنان خدا ميخواهند كه نور برادر مرا خاموش كنند ولى خدا نميگذارد مگر آنكه نور او را تمام كند اى مردم اين سخن مرا كه گفتم، حاضرين بغائبين برسانند بار الها تو بر آنان گواه باش.
سپس خداوند سوّمين نگاه را انداخت پس اهل بيت مرا برگزيد براى هنگامى كه من از دنيا رفته باشم و آنان برگزيدگان امّت من هستند و پس از درگذشت برادرم يازده امام يكى پس از ديگرى ميباشند هر يك كه از دنيا برود يكى ديگر بر ميخيزد آنان در امّت من همچون ستارگان آسمانند كه چون اخترى پنهان شود اخترى ديگر بر آيد. آنان امامان راهنما و رهبرانند هر آن كس كه با آنان نيرنگ كند زيانى بآنان نرساند و نه آن كس كه بخواهد آنان را خوار كند بلكه زيان نيرنگ و خوار كردنشان بر خودشان باز ميگردد.
آنان حجّتهاى خداوند در روى زمينند و شاهدان خدا در ميان خلقش هر كس آنان را فرمان برد خدا را فرمان برده است و هر كس از آنان سر باز زند از