الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٣٨ - (باب - ١٦)(رواياتى كه از تعيين وقت و نام بردن حضرت صاحب الامر جلوگيرى كرده است)
من از يك گوشه مجلس شروع بگريستن كردم فرمود: اى عمرو چرا گريه ميكنى؟
عرض كردم: فدايت شوم چرا نگريم مگر در اين امّت همانند تو هست؟ ولى در بروى شما بسته شده و پرده بر جمالت انداختهاند. فرمود: اى عمرو گريه مكن، ما در حال حاضر بيشتر غذاى خوب ميخوريم و لباس نرم ميپوشيم، و اگر آنچه تو ميگوئى بودى همانند امير المؤمنين بجز غذاى ناگوار و لباس درشت بافت نبود و گر نه گرفتار زنجيرهاى آتشين ميشديم.
(باب- ١٦) (رواياتى كه از تعيين وقت و نام بردن حضرت صاحب الامر جلوگيرى كرده است)
(١) ١- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را علىّ ابن حسن او گفت: حديث كرد ما را حسن بن علىّ بن يوسف و محمّد بن علىّ از سعدان بن مسلم و او از ابى بصير و او از):
ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ ابو بصير گويد بآن حضرت عرض كردم:
براى اين كار هنگامى نيست كه بآن پايان يابد و بدنها بياسايد[١]؟ فرمود: چرا، ولى چون شما فاش كرديد خداوند آن را بتأخير انداخت.
(٢) ٢- (خبر داد ما را عبد الواحد بن عبد اللَّه بن يونس او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن جعفر قرشىّ او گفت: حديث كرد مرا محمّد بن حسين بن ابى الخطّاب از محمّد بن سنان و او از محمّد بن يحيى خثعمىّ او گفت: حديث كرد مرا ضريس از ابى خالد كابلىّ كه گفت):
چون علىّ بن الحسين عليهما السّلام از دنيا در گذشت بخدمت محمّد بن علىّ (امام باقر) عليهما السّلام رسيدم و عرض كردم: فدايت شوم ميدانى كه من بجز
[١] در غيبت شيخ چنين است: آيا براى اين كار زمانى هست كه بآن پايان يابد و ما بدنهاى خود را بآن بياسائيم و سرانجام بآن برسيم؟