الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٧٨ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
كرد ما را يونس بن يعقوب از مفضّل بن عمر كه گفت):
ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ را عرض كردم: نشانه قائم چيست؟
فرمود: هنگامى كه گردون آنقدر بگردد كه بگويند: مرد؟ يا هلاك شد؟ در كدام بيابان پا نهاد؟ عرض كردم: فدايت شوم سپس چه مىشود؟ فرمود: ظهور نميكند مگر با شمشير.
(١) ٢٠- (حديث كرد ما را محمّد بن همّام او گفت: حديث كرد ما را حميد بن زياد كوفى او گفت: حديث كرد ما را حسن بن محمّد بن سماعه از احمد بن حسن ميثمى و او از زائدة بن قدامه و او از عبد الكريم كه گفت):
در محضر ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ سخن از حضرت قائم بميان آمد فرمود: كى اين خواهد شد و حال آنكه چرخ گردون آنقدر نگرديده است كه گفته شود: مرد يا هلاك شد، كدام بيابان را پيمود؟ عرض كردم چرخيدن گردون چيست؟ فرمود اختلاف شيعه ميان خودشان.
[مترجم گويد: چرخيدن گردون كنايه از گذشت زمان است و آنچه در اين روايت معنى شده لازمه آن روزگار است كه حضرت تعبير بلازم فرموده است].
از مؤلّف: اين حديثها احوالات گروههائى را بيان ميكند كه انتساب بشيعه دارند و با جمعيّت اندكى كه بر امامت فرزند حسن بن علىّ عليهما السّلام پايدارند مخالفند زيرا اكثريّت آنان در باره اين بازمانده ٧ ميگويند: كجا است؟
و كى اين شدنى است؟ و تا كى پنهان خواهد بود؟ و اين تا كى ميتواند زنده بماند؟
در حالى كه آن حضرت هم اكنون هشتاد و چند سال دارد و بعضى از آنان معتقدند كه او مرده است و بعضى از آنان ولادتش را انكار نميكند و اصل وجودش را منكر است و كسيرا كه وجود او را تصديق ميكند بمسخره ميگيرد و بعضى از آنان اين مدّت را بعيد ميشمارد و اين زمان را طولانى مىانگارد و معتقد نيست كه خداوند در محيط قدرت و نفوذ سلطنت و قاطعيّت امر و تدبيرش ميتواند عمر ولىّ خود را بقدر برترين