الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٨٠ - (باب - ٢٣)(آنچه در باره سن امام قائم
احمد بن محمّد بن علىّ بن رباح زهرىّ او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن عبّاس بن عيسى حسنىّ[١] از حسن بن علىّ بطائنىّ و او از شعيب حدّاد و او از ابى بصير كه گفت):
به ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ عرض كردم: مرا از معناى اينكه امير المؤمنين ٧ فرموده است: (كه اسلام غريبانه آغاز شد و بزودى بحالت آغازش باز خواهد گشت پس خوشا بحال غريبان) آگاه فرما. فرمود: اى ابا محمّد هنگامى كه قائم ٧ قيام ميكند دعوت نوينى از سر گيرد همان طور كه رسول خدا ٦ دعوت فرمود، گويد برخاستم و سر مباركش را بوسه زدم و عرض كردم: گواهى ميدهم كه تو امام منى در دنيا و آخرت، دوستت را دوست دارم و دشمنت را دشمن ميدارم و گواهى ميدهم بر اينكه تو ولىّ خدائى فرمود: خدا رحمتت كند.
(باب- ٢٣) (آنچه در باره سنّ امام قائم ٧ رسيده است و روايتى كه راجع) (است بزمان امامت او)
(١) ١- خبر داد ما را علىّ بن احمد از عبد اللَّه بن موسى او گفت: حديث كرد مرا محمّد بن الحسين بن ابى الخطّاب از محمّد بن سنان و او از ابى الجارود و او از):
ابى جعفر امام باقر ٧ او شنيده كه آن حضرت ميفرمود امر- امامت- در كمسالترين ما است و گمنامترين ما.
(خبر داد ما را علىّ بن الحسين او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن يحيى او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن حسّان رازىّ از محمّد بن علىّ صيرفىّ و او از محمّد بن سنان و او از ابى الجارود و او از ابى جعفر باقر ٧ و مانند اين حديث را).
(٢) ٢- (حديث كرد ما را محمّد بن همّام او گفت: حديث كرد ما را احمد بن
[١] در بعضى از نسخهها( حضينى) است.