الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٣٢ - (باب - ١٥)(رواياتى كه در باره سختى و ناراحتى كه پيش از ظهور)(صاحب حق پيش خواهد آمد رسيده است)
ما باز نستاند.
(باب- ١٥) (رواياتى كه در باره سختى و ناراحتى كه پيش از ظهور) (صاحب حقّ پيش خواهد آمد رسيده است)
(١) ١- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد ابن عقده او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن حسن تيملىّ از كتابش در ماه صفر بسال دويست و هفتاد و چهار او گفت حديث كرد ما را عبّاس بن عامر بن رباح ثقفى از موسى بن بكر و او از بشير نبّال و خبر داد ما را علىّ بن احمد بندنيجىّ از عبيد اللَّه بن موسى علوىّ و او از ايّوب بن نوح و او از صفوان بن يحيى و او از بشير ابن ابى اراكه نبّال- و لفظ حديث بنا بر روايت ابن عقده است- بشير گفت):
چون بمدينه رسيدم بخانه ابى جعفر (امام باقر) گذرم افتاد ديدم استرش زين كرده بر در خانه آماده است من روبروى خانه نشستم تا آن حضرت بيرون شد سلاماش كردم از استر پياده شد و رو بسوى من آورد و فرمود: از كجائى؟ عرض كردم: از اهل عراقم. فرمود: از كجايش؟ عرض كردم: از اهل كوفه. فرمود: در اين راه كه با تو همسفر بود؟ عرض كردم: گروهى از طايفه محدثه. فرمود: محدثه چيست؟
عرض كردم: مرجئه[١] فرمود: واى اين گروه مرجئه فردا كه قائم ما قيام ميكند بچه كسى پناه خواهند برد؟ عرض كردم: آنان ميگويند: اگر چنين پيش آمدى روى داد ما
[١] مقصود از مرجئه گروهى هستند كه پس از پيغمبر يكنفر را باختيار خودشان براى خود انتخاب ميكنند و او را رئيس خود قرار ميدهند و در باره او قائل بعصمت از خطا هم نيستند و او را در همه دستورهائى كه ميدهد واجب الاطاعة ميدانند و اينكه آنان را مرجئه ناميدند باين جهت است كه يعنى خداوند نصب امام را بتأخير انداخت تا امّت خودشان او را انتخاب كنند و گاهى هم مرجئه بحرورى و قدرى گفته مىشود.