الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٧
خود را امام و پيشواى خود كردهاند نه آن كس را كه خداوند از روى علم اختيارش فرموده است چنانچه فرمايد وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ[١] (ما آنان را با علم و آگاهى كه داريم بر جهانيان برگزيديم) و بامامت منصوبش كرده و او را برگزيده و بر او راضى شده.
و آنان همان كسانى هستند كه آب شور و تلخ را بر آب شيرين گوارا مقدّم مىدارند.
و بالجمله نخستين باب اين كتاب در حفظ سر آل محمّد است كه محفوظ داشتن دين خدا و پنهان داشتن علم برگزيدگان خدا از دشمنانشان كه كارشان استهزاء و مسخره است به پيش گفتار شدن اولىتر است و دستورى كه در اين باره فرمودهاند بامتثال سزاوارتر.
سپس باز پيش از هر چيز رواياتى را آورديم كه روشنگر ريسمان الهى است كه ما مأموريم بآن چنگ بزنيم و از گرد آن پراكنده نشويم آنجا كه فرمايد:
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا[٢] بريسمان خدا همگى چنگ بزنيد و پراكنده نشويد. و در همين رديف رواياتى كه در باره امامت رسيده است و اينكه امامت، منصبى است از جانب خدا و بگزينش خدا تعيين مىشود چنانچه خداى تبارك و تعالى مىفرمايد: وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ[٣] پروردگار تو آنچه را كه مىخواهد مىآفريند و مىگزيند و آنان را (در كارهايشان) اختيارى نيست، و اينكه امامت پيمانى است الهى و امانتى است كه هر امام بايد بامام بعد از خود بسپارد.
(١) سپس رواياتى را كه مىگويد: امامان عليهم السّلام دوازده نفرند و آنچه را
[١] الدّخان ٣٣.
[٢] آل عمران ١٠٣.
[٣] القصص ٦٨