الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٧٥ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
و اين غيبت فقط آزمايشى است از جانب خداوند كه خلق را بدان مىآزمايد و اگر پدران و نياكان شما دينى را درستتر از اين دين ميدانستند از آن دين پيروى مىكردند.
عرض كردم: اى آقاى من پنجمين از اولاد هفتمين كيست؟ فرمود: پسرك من خردهاى شما از دريافت اين مطلب كوچكتر است و برداشت اين معنا به پندارهاى شما نمىگنجد ولى اگر زنده مانديد آن روز را خواهيد ديد.
(١) ١٢- (خبر داد ما را ابو سليمان احمد بن هوذه باهلىّ او گفت: حديث كرد ما را ابراهيم بن اسحاق نهاوندى بسال ٢٧٣ او گفت: حديث كرد ما را عبد اللَّه بن حمّاد انصارى بسال ٢٢٩ از ابى الجارود و او از):
ابى جعفر (امام باقر) ٧ كه آن حضرت مرا فرمود: اى ابا الجارود هنگامى كه فلك آنقدر بچرخد كه بگويند: مرد؟ يا هلاك شد؟ و كدام بيابان را پيمود؟
و آنكه در جستجوى او است گويد كى چنين خواهد شد و حال آنكه استخوانهايش نيز پوسيد در اين هنگام باميد او باشيد و چون شنيديد كه ظهور كرده است خود را بر روى يخ كشان كشان هم كه شده است بخدمتش برسانيد.
(٢) ١٣- (خبر داد ما را محمّد بن همّام- رحمه اللَّه- او گفت: حديث كرد ما را حميد بن زياد از حسن بن محمّد بن سماعه و او از احمد بن حسن ميثمىّ و او از زائدة بن قدامة و او از بعضى از رجالش و او از):
ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ كه فرمود: حضرت قائم وقتى قيام ميكند مردم ميگويند چطور ممكن است؟ و حال آنكه استخوانهايش هم پوسيده است.
(٣) ١٤- (حديث كرد ما را عبد الواحد بن عبد اللَّه بن يونس او گفت: حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن رباح الزّهرى از احمد بن علىّ حميرى و او از حسن بن ايّوب و او از عبد الكريم بن عمرو او از محمّد بن فضيل و او از حمّاد بن عبد الكريم جلّاب) كه گفت:
در محضر ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ سخن از حضرت قائم بميان