الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٧٧ - (باب - ٢١)(رواياتى كه احوال شيعه را بهنگام خروج قائم
بكنار خليج برسند چيزى بر قدمهايشان مينويسند و بر روى آب راه ميروند. روميان كه آنان را مىبينند بروى آب راه ميروند ميگويند: اينان كه ياران اويند بر روى آب راه ميروند پس خود او چگونه است؟ اين هنگام دروازههاى شهر را بر روى آنان ميگشايند و آنان داخل شهر ميشوند و هر آنچه را كه ميخواهند در شهر دستور ميدهند.
(١) ٩- (خبر داد ما را عبد الواحد بن عبد اللَّه بن يونس او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن جعفر قرشىّ او گفت: حديث كرد مرا محمّد بن الحسين بن ابى الخطّاب از محمّد بن سنان و او از حريز و او از ابان بن تغلب كه گفت):
شنيدم ابا عبد اللَّه جعفر بن محمّد عليهما السّلام ميفرمود: دنيا پايان نپذيرد تا آنگاه كه آواز دهندهاى از آسمان آواز دهد: (اى اهل حقّ گردهم آئيد) پس همگى بر يك قطعه زمين گرد آيند سپس بار ديگر آواز دهد: (اى اهل باطل گردهم آئيد) پس آنان همگى بر يك قطعه زمين گرد آيند.
گفتم: اينان ميتوانند بميان آنان در آيند؟ فرمود: نه بخدا قسم و اين است قول خداى عزّ و جلّ ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ- آل عمران: ١٧٩ (خداوند مؤمنين را بر آنچه شما هستيد رها نميكند تا آنگاه كه ناپاك را از پاك جدا سازد).
(٢) ١٠- (حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را احمد بن يوسف بن يعقوب ابو الحسن جعفىّ او گفت: حديث كرد ما را اسماعيل بن مهران او گفت: حديث كرد ما را حسن بن علىّ بن ابى حمزه از پدرش و وهيب و آن دو از ابى بصير كه گفت):
ابو عبد اللَّه (امام صادق) ٧ فرمود: هر يك از شما براى خروج قائم آماده كند و لو يك تير كه چون خداى تعالى بداند كه او چنين نيّتى دارد اميدوارم كه عمرش را بتأخير اندازد تا آنكه او را درك كند [و از اعوان و انصارش گردد].